-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۱ دی ۲۳, جمعه

اسماعیل خان: من مجرم هستم؛ امیرالمؤمنین ملامحمد عمر مجاهد مرا عفو کند!

 



تاریخ فتح الفتوح های افغانستان

به تاریخ 28 ثور 1376 مصادف با 18 می 1997 به طالبان سپرد.



علی گل هیروئین فروش

  شغنان - مواد مخدر بین افغانستان و تاجکستان

برای والی طالبان در بدخشان است کار میکند.

 موتر های هایلکس پر از مواد به شغنان بعدا به مرزبانان  تاجکستان انتقال میدهند

استخبارات تاجیکستان چند روز پیش همکار تاجکیش را گرفتار کرد

 و عکس علی گل که از شغنان افغانستان در تلویزیون تاجکستان به حیث سر گروپ قاچاق مواد مخدر است .


ملامحمد عمر، طالبان و افغانستان

مولوی عبدالحی مطمئن- 386 برگ- انتشارات عازم 1398

اسماعیل خان:

می 1997 کودتای جنرال ملک علیه جنرال دوستم

برگ 164- 169

نماینده ملک با ملامحمد غوث وزیر خارجه طالب به توافقاتی دست یافتند. مقام رهبری طالب در جریان این بندو بست ها قرار نداشت. ملک به منظور اعتماد سازی، قوماندان اسماعیل خان را به تاریخ 28 ثور 1376 مصادف با 18 می 1997 به طالبان سپرد.

او به قندهار انتقال شد در زندان خصوصی امنیت ملی. ملاعمر: بروید با اسماعیل خان به تفصیل کنید و نوار ثبت شده را برای من بیاورید. 

مولوی عبدالحی مطمئن و سید محمد حقانی رئیس اطلاعات و کلتور قندهار رفتیم. قاری حمید گل رئیس امنیت بود. تورن اسماعیل را با پا های زولانه بسته آوردند. درچهره اش نشانه های از نگرانی، اندوه وافسرده گی. دل ما سوخت. باید پا هایش در زولانه نمی بود.

دسترخوان هموار شد و بشقاب زرد آلو. اسماعیل خان نخورد. گفتم: مصاحبه می کنیم و ثبت می کنیم. 

سوال: در اسارت طالبان چه احساسی داری؟

آه سردی کشید: بسیار تأسف می کنم که ن در برابر روس ها جهاد کرد اما امروز در اسارت برادران مسلمان خود به حیث مجرم بندی هستم.

سوال: شما هزاران تن از طالبان را کشته اید. در هنگام گرفتاری سرگرم یک جنگ تازه بودید؛ آیا شما نباید مجازات شوید؟

صدایش تغییر کرد کمی تکان خورد:

من هرچند مجرم هستم. اما به رحم و کرم امیرالمؤمنین نیز امیدوارم که تمام گناهانم را عفو کند. 

می دانست که نوار ضبط شده به ملاعمر داده می شود .

جنرال ملک برای من دسیسه چیده بود. بر مالک اعتماد نکنید که مکار و بی باور است. 

با مسعود چه اختلاف داشتی؟

جواب: مسعود خواهان تسلط کامل شورای نظار بر سراسر جمیعت اسلامی بود و استاد ربانی را شخص فاقد صلاحیت ساخته؛ برخی افکار فاشیستی هم داشت.

 من که از پیروان سرسخت ربانی بودم، مسعود با افزایش قدرت و اقتدار من مخالف بود. 

سوال درمورد جهاد: خوشحال شد که داستان بگوید.

 ازحفر خندق در شهرهرات. در سنگرجهاد بودم که پسرم به دنیا آمد. شش ساله بود که مرا دید نشناخت. 

اشک ریخت و به شدت گریست!

این قدر جان نثاری در جهاد کردم اما امروز اسیر برادران مجاهد خود هستم. من امیدوار رحم امیرالمؤمنین هستم. یا به حیث یک قوماندان از من استفاده شود. 

چطور می توانی اعتماد و باور امیرالمومنین را حاصل کنی که دیگر دست به اسلحه به ضد طالبان نمی بری؟

با نگاه امیدوار: به شدت وعده می دهم؛ ضمانت کلان می دهم؛ به خدا سوگند می کنم که تا پایان عمر، دیگر با ایشان مخالفت نخواهم کرد و اگر به حیث یک مجاهد می خواهند ازمن استفاده نماید. همانند دوره جهاد کارنامه ها و افتخارات درصف طالبان کسب خواهم کرد. 

ده ها پرسش که ضبط شد. نوار را همه شنیدید از جمله مولوی عبدالصمد رئیس معاون و صنایع قندهار، مولوی عبدالحق وثیق که آن زمان معاون استخبارات بود. بعد از گوانتامو به قطر آمد. 

این دو نفر از مولوی عبدالحی مطمئن انتقاد کردند که چرا در سوالات او را قوماندان صاحب، خطاب نکرده ای.

ملاعمر نوار را شنید. وقتی داستان پسر اسماعیل را شنید به گریه افتاد. 

فیصله شد که تا استقرار نظام اسماعیل خان درزندان باشد. اما به وی مشقت و اذیت نرسد. به نحوی بعد از مساعد شدن شرایط در بدل تضمین و تعهد آزاد شود. 

5 ماه بعد با رحیم الله یوسفزی رفتیم. این باز از من اجازه قلم و کاغذ خواست. گفت خاطراتم را می نویسم. ( حالا آیا نوشته است؟) 

وضع و روحیه اش خوب بود. 

نکات عمده مصاحبه اسماعیل خان با رحیم الله یوسفزی – سرویس شامگاهی بخش پشتو بی بی سی 1998

طالبان مرا درزندان شکنجه نداده. تکلیف وزحمت هم ندادند. ما باید ازطالب حمایت می کردیم اما متاسفانه در مقابل شان جنگیدیم. طالبان دراستقرارنظام شرعی موفق خواهند شد زیرا که موفقیت همواره به جانب حق است.

سه سال در زندان ماند. بعد از آن فرار کرد.

آیا فرار کرد یا ملاعمر خپ و چپ راه جوری کرد؟