-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۱ دی ۱۹, دوشنبه

پاکستان توان حمله ندارد

 

به میدان بزرگ جنگ چریکی تبدیل می شود

همین حالا ذخیرۀ ارزی اش، نیم ذخیرۀ أفغانستان است!



عارف حسن آخند زاده پژوهشگر تاجیک تبار اهل سوات پاکستان

وضعیت بسیار دشوار است ... برق کمیاب است، کالاها کمیاب است، قیمت ها به شدت در حال افزایش است و اقتصاد -- آنچه از یک عمارت سرقت شده باقی مانده است -- در حال فروپاشی است ...

 پاکستان با کمک های آمریکا زنده و در امان بود... زیرا در آن روزها آمریکا از آن استفاده ژئوپلیتیکی داشت.

آنها قصد دارند ارتش را از طریق خط دیورند به مناطق مرزی افغانستان بفرستند... اما این بدان معناست که پاکستان خود به یک میدان جنگ چریکی بزرگ تبدیل خواهد شد.

صلح دایم هرگز قابل تصور نیست

 راه اصلی تدارکات و خوراک رسانی پاکستان است. 

جنگ عامل قحطی می آورد.

مواد سوخت و مواد خوراکه از خارج به افغانستان وارد نخواهد شد. 

تنها بستن مرز به روی تردد مسافران، نفس أفغانستان را بند می آورد.

روسیه و آسیای میانه به أفغانستان نان نمی دهند.

واردات برق از تاجیکستان، اوزبیکستان، تركمنستان و ایران به علت نپرداختن هزینه آن قطع خواهد شد. 

نظریه:  حضور چین در افغانستان هم غرب و هم پاکستان را مشوش ساخته است. 

 قرار است انفجارها جنگ های در شمال غرب افغانستان توسط نیابتی های آی اس آی آغاز گردد تا مانع حضور چینایی ها در آن مناطق شود. 

دادن امتیاز استخراج نفت وگازآمو دریا به چین، به هیچ وجه از سوی امریکا، هند و ایران اجازه داده نخواهد شد.


آیا پاکستان توان جنگ بی حاصل با أفغانستان را دارد؟

آیا می خواهد منطقه یی را تصرف کند؟

تصرف یک ناحیه اعلان جنگ است. هیچ کشوری قبول نمیکند.

پایگاه تی تی پی را می زند؟

پایگاه به جای دیگری انتقال می کند آن وقت تا به کجا پیش می رود؟

هرکشوری که در جنگ أفغانستان درگیر شود، به بن بست می رسد. خاصتا برای پاکستان خطرناک است.

سرنوشت دو کشور به هم وابسته است و یکی برضد دیگری با این سرنوشت بازی کرده نمی تواند.

دیگر این که روحیه ضد پاکستانی در أفغانستان به یک روحیه مشترک تبدیل شده

ده ها هزار نفر درصورت گرم ترشدن از روی شوق وذوق به جنگ پاکستان می روند. 

اگرتأمین مالی جنگ موجود باشد، کل أفغانستان حاضر به جنگ با پاکستان است.

بین پاکستان و أفغانستان هرگزصلحی واقعی به میان نمی آید.

انفجار جئوپلتیک که هر دو کشور را پارچه پارچه کند، دیریا زود اتفاق می افتد در غیرآن راه توازن و همزیستی دایم وجود ندارد. 

این چانس ها ظرف نیم قرن از بین رفته است.

همه سیاستگران مستقل و تحلیل گران ارشد در پاکستان درین روز ها پیوسته هشدار می دهند که به أفغانستان حمله نکنید زورنگویید که یک دام نشانده شده 

اگر پاکستان به دام أفغانستان بیفتد، راه نجاتش تجزیه پاکستان است.

پاکستان درتعامل با أفغانستان به بن بست رسیده است.

همزمان با اشغال أفغانستان تا کناره های آمو، در نبرد جاری شکست خورده است.

یک ضد حمله مرموز علیه پاکستان از سوی بازیگران منطقه ای به مشاهده می رسد. 

اوضاع اقتصادی پاکستان نهایت خراب است.

مقامات ارشد روزانه به هر کشور سفرمیکنند وقرض طلبند.

 لوی درستیز پاکستان به سعودی رفت و شهباز‌شریف به رئیس جمهور چین تیلفون کرد و از آنها قرض خواست.

اما دنیا تا چی وقت قرض بدهد؟

قرض گرفتن پرداختن دارد. 

 هر دو هر نوع کمک را منوط به منظوری IMF ساختند به عباره دیگر بالای پاکستان و توانایی اش به باز پرداخت پول اعتبار ندارند.

 قبل از آن سعودی از بابت تقرر یک جنرال شیعه بعنوان لوی درستیز پاکستان اعتراض نموده بود و حال هم ناراض است. 

کشور پرنفوس ذخایر ارزی اش فعلا چهار ملیارد دالر است که دو ملیارد ان پول قرضه است که اخیرا از امارات متحده بدست آمده.

 اعتبارنامه ها برای واردات بند شده و حتی کالا های تجارتی و مواد ارتزاقی که به بندر کراچی رسیده به دلیل نبود دالر توسط وارد کننده ها از بندر برداشته نشده و در حال فاسد شدن است.


 در همچو حالت اقتصادی IMF (صندوق بین‌المللی پول) هم قصدا در منظوری قرضه جدید از تعلل کار می‌گیرد.

 در کل امریکا کشور بسیار انتقامجو است.

 و بالای پاکستان قهر هم است. 

بعضی پاکستانی ها به این نظر هستند که اینبار چون پاکستان از قبل همه میدان های هوایی و تاسیسات زیربنایی اش را به کشور های مختلف به گرو گذاشته قرض گرفته،

 امریکا در پی گرفتن دستگاه های اتومی پاکستان بعنوان ضمانت برای هر نوع قرضه جدید است. 

در همچو شرایط باز نمودن جبهه جدید جنگ برای پاکستان از هیچ لحاظ مقدور بنظر نمیرسد

کشوری با نفوس دوصد ملیونی تمام دار و ندارش چهار ملیارد است در حالیکه ذخایر ارزی هند پنجصد و سی ملیارد است و از افغانستان فقیر با نفوس بمراتب کمترش نه ملیارد.