-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۱ دی ۱۶, جمعه

فیض الله جلال از مردم پنجشیر پوزش بخواهد

 

مناظره، شطرنج حرفه واخلاق است

چپه کردن تخته شطرنج نیست



قول همه پذیری است که مناظره مانند بازی شطرنج است. نیازمند استراتژی و تکنیک‌های ویژه و مشروع

به تمرین و ریاضت نیازدارد. اخلاق و لجاجت افراد یک سان نیست. اگر هنر مناظره مراعات نشود. حاصل مناظره مانند مناظره های فیض الله جلال است.

درین نوع مناظره های ناهنجار نشانه ای از اثبات حقیقت وجود ندارد؛ حقیقت همان چیزی است که با چماق لفظی به گوشه رانده شده.

 «جدل ربطی به حقیقت ندارد» و مجادله گروقتی با شمشیربازی لفظی می پردازد، نخستین قربانی همان حقیقت است که خودش دعوای مالکیت آن را دارد.  


پرخاشگری لفظی و هیاهو گری به حدی است که برخی مسکن درد خود را در کوبیدن و سرزنش دیگری می دانند،

مشروعیت بحث شرط اساسی است.

صلاحیت مناظره کننده باید حرفه ای و مستند به واقع باشد.

اگر مخالفی همان روش غیر اخلاقی را پیش بگیرد، پیامد بدتری خواهد داشت. 

شوپنهاور:

«به مقدمات کاذب متوسل شو»، 

«چیزی را که باید به اثبات برسد، مسلم فرض کن»

 «با سؤال پیچ کردن، اقرار بگیر»

 «خصمت را عصبانی کن»

 «سؤال‌های انحرافی مطرح کن»

 «حرفش را قطع کن»؛ «او را وادار به اغراق کن»

 «قیاس نادرستی مطرح کن»

 «مثال نقض را پیدا کن»

 «حضار را متقاعد کن، نه خصم را»

 «مسیر بحث را عوض کن»

 «به جای دلیل، به مرجع متوسل شو»

 و «به بحث جنبه شخصی بده، توهین و بد دهنی کن و

پس حاصل این بدگفتاری چی خواهد بود؟


معامله به مثل از سوی طرف

نتیجه قربانی فحاشی می شود

فضای تفاهم سازنده گند میشود

شناخت حقیقت جایش را به ضد حقیقت می دهد.  

جدال احسن با کسی است که قصد عناد ندارد تا بتوان عقیده خود را اثبات کرده و شاید سخن حقی را از طرف نیز بپذیرد.

مجادله باطل چیست؟

درین نوع بحث، سخنران سعی می کند خودش را از بند هیجانات دردناک خودش رها کند.  

اخلاق و سیاست همیشه لازم وملزوم همدیگر نیست؛ گاه سیاست بارها به اخلاق از پشت خنجر زده می زند.

اما شرط کلیدی این است. آیا دو طرف مناظره کننده سیاست میکنند یا شخصی بازی؟

درینجا اخلاق وسیاست ورزی هردو مفقود است. 

مناظره نمی تواند درستی یک حادثه یا یک دیدگاه علمی یا برنامه سیاسی را ثابت کند.

مباحثه گر، پلیس، قاضی، مالک حقیقت یا به گفتن هر چیزی که از دهان خارج می شود صاحب الاختیار نیست که از دهانش بیرون می شود.

مناظره چیست؟

تلاش به رد کردن مدعای حریف، ادعای خود را به کرسی نشاندن. کشتی گیری لفظی.


یا حقیقت نزد من است یا نزد حریف و چون نزد حریف من نیست، پس نزد من است.

مناظره و جدل دو نقطه متفاوت است.

مناظره امری معقول و ضروری

جدل، یک نوع شمشیرکشی آمیخته با هیجان غیرعقلانی است.

 اما درهر دو مورد، انفصالی وجود ندارد و دو خط باید دریک خط درهم آمیزد. 


جایگاه واعظ فرق می کند.

 شرطش این است که شخص واجد حقیقت و معرفت لازم باشد. فیر هوایی نکند. صلاحیت انتقال مساله را داشته باشد. کلام مخرش را با شاخی باد نه کند.


خود را برحق دانستن، رسیدن به کوچه توهم. یعنی عقل کل 

دو نوع مناظره:  جدل قابل تقدیر، و جدل قابل تقبیح

نکته اصلی در مناظره آن است که این کار نوعی مهارت است و نیازمند تمرین و آموزش و ربطی به حقانیت و بطلان ندارد. 


۴- آیا با تکنیک‌های مناظره آشنا هستیم؟

۵- آیا از نظر روانی قدرت مناظره را داریم؟

برخی افراد ثبات روانی و عاطفی بالایی دارند و هیچ فشار عصبی یا توهینی آن‌ها را از جا نمی پراند، اما برخی افراد با یک دشنام یا توهین پریشان می‌شوند.

۶- آیا حریف شایسته مناظره است؟

مثلا کسی که بیخ و بن صحبتش گفتن این باشد که یک ولسوالی کوچک چه حق دارد که چنین کند و چنان کند

افشانه یا سپری مسموم را مقابل چشم همه میگیرد.

این غلط است.

او باید ثابت کند فلانی ها از یک ولسوالی تنگ برآمدند این چنین کار های نا مشروع کردند

و ثابت کند که ما که از یک جغرافیای بزرگ برخاسته ایم این چنین شاهکار ها کرده ایم که دیگران در خواب هم ندیده اند.

ثابت کند. نشان بده مظلوم نمایی نکن. در قدرت نمایی و ظرفیت پروری یک ولسوالی یا ولایت نقش ندارد. مغز و فرهنگ و عمل گرایی تعیین کننده است؛ نه غالمغال 

ما وقتی از خائنان یک منطقه صحبت می کنیم نامش را می گیریم و کارنامه هایش را هم توضیح می دهیم.

شما هم نام بگیر مشخص. کارنامه ها را به گونه قانع کننده شرح بده. بدیلش بهترش را که خودت تمثیل کرده ای نشان بده.

می گویی که مسعود هزاران روشنفکر را کشته.

تو اول یک فهرست بده. ثابت کن؛ اول ثابت کن که این قدر روشنفکرکجا بود؟ ماجرا چه گونه بود؟ در مساله قدرت و تفنگ، روشن بساز

طالب و تروریزم را نمی کوبد؛ به نام پنجشیری میکوبد.

در پشت این گپ قرارتحقیقاتی که ما کردیم

 یک زخمی است ناسور 

که اگر خودش التیام ندهد، به شکل دیگری التهاب می کند.

مشوره من: از مردم پنجشیر معذرت بخواه. 

و خائن را نام بگیر و هرآن چه می گویی ثابت کن. ما به خاطر کوبیدن خائن یخن ترا نمی گیریم.

نمی خواهیم فرهنگ گفتمان سیاسی أفغانستان مغلوب آفت وفساد شود.