-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۱ دی ۲۶, دوشنبه

چشم در چشم فرعون کوچک جمهوری

 

کلاه معاصی کبیره برسر معراج الدین حامد

مرسل نبی زاده درکابل کشته شد



معراج الدین حامدی باشنده اصلای شهرستان چاه آب ولایت تخار که یک شبه بدون سپری نمودن کورس ستاژ قضاکه دوسال میباشد قاضی شد.

 وبعد به بلند ترین پست های قضا ارتقا یافت. بیشترین دوسیه دارای پول های هنگفت به وی سپرده میشود که وی با گرفتن مبالغ هنگفت پول قضایا را بررسی ومیکرد ونقش پول در تامین عدالت حرف اول را میزد هرکی از طرفین دعوی پول بیشتر میداد پله ترازوی عدالت در دادگاه ازسوی اقای حامدی به نفع وی سنگین می‌شد.

دراین نویشتار نخست معرفی کوتاه از موصوف وچگونه راه یابی شان به مقامات بلند قضا وجایداد های زیاد از کابل تا ترکیه موصوف می پرازم: 

معراج الدین حامدی از ولسوالی چاه آب ولایت تخار درس خوانده دانشگاه دعوت وجهاد سیاف عضو حزب اسلامی حکمتیار 

تا سال ۱۳۸۲ در ولسوالی چاه آب معلم بود. درسال ۱۳۸۲ با استفاده از خویشاوندی مراد علی مراد معاون وقت ستره محکمه افغانستان  نخست در محکمه فامیلی ولایت کابل به حیث محرر و سپس در یک مسجد بنام عمر کندهاری در کارته سوم نزدیک پل سرخ امام مسجد تعیین شد.

 که باتمام اعضای فامیلش در یک اتاق مسجد زندگی می‌کرد.

بعد از سپری شدن شش ماه خلاف قانون تشکیل وصلاحیت قوه قضائیه  به حیث قاضی ابتدای در یکی از ولسوالی کابل  ‌طور خدمتی در دیوان امنیت عامه کابل کار کرد.

این جاست که ارتباطات با اعضای فاسد ستره محکمه پیدا کرد.

 از جمله غلام نبی نوایی از اعضای ستره محکمه 

د ودرعین حال تجارت خانوادگی در ترکیه وقزاقستان کلان ترین پول های رشوه را از محاکم بدست می آورد ‌وحامدی مهره مفسد با وی همدست بود.

معراج الدین را ازیک محکمه به محکمه دیگری رشد میداد 

حامدی در دیوان مدنی  محکمه ابتدائیه حوزه دوم 

 بیشترین قضایای زمین واملاک نقاط قیمتی شهر کابل از قبیل وزیر اکبر خان شهر نو قلعه فتح الله  ومندوی کابل وکارته پروان محل صلاحیت رسیدگی همین دیوان بود.

 هردعوی رشوه اش از پنجاه هزار دالر شروع تا یک ملیون دالر بود که موصوف چهار سال تمام را درهمین محکمه به حیث رئیس بود.

او که از امامت مسجد شروع کرده بود دریک سال یک اپارتمان در شهرک قاری سمیع ربانی زاده خرید ویک اپارتمان به ارزش سه لک دالر در شهرک وزارت شهرسازی روبروی دانشگاه پل تخنیک  کابل خرید.

 ده بسوه زمین در پشت کوتل خیر خانه درسرک مارشال فهیم در پنج بسوه اش یک ساختمان پنج منزله ساخته وپنج بسوه  دیگرش را باغچه بسیار قشنگ ورومانتیک ساخت.


 از فساد موصوف مردم به ستوه آمدند 

به جوزجان تبدیل نمودند تا حد اقل از فشار رسانه ‌وشکایت مردم در کابل نجات یابد.

 بعد از یک سال وچند ماه در جوزجان موصوف با تعدادی از دزدان زمین در کابل ومافیای زمین ار تباطات بر قرار نموده خواهان تقرر خویش در دیوان مدنی استیناف ولایت کابل شد.

 دراین تقرر باز دست مافیای زمین از قبیل حاجی الماس الله گل مجاهد ملا تره خیل وپشتیبانی غلام نبی نوایی در ستره محکمه  به حیث رئیس دیوان مدنی استیناف گماشته شد.

تمام قضایای «دعوی زمین سرای دوکان وجایداد های ولایت کابل» را در مرحله استینافی رسیدگی میکند.

 در هشت الی نوماه ثروت هنگفتی پیدا کرد که غنی به قدرت رسید.

   حامدی این بار پاپشتی بانی ملا تره خیل ویک معامله پنهانی باحشمت غنی کرزی یک شبه از سوی ستره محکمه به حیث رئیس عمومی استیناف کابل گماشته شد.

  این بار تمام دیوان های محاکم کابل به شمول محکمه تجارتی کابل که حیثیت بانک پر درآمد را داشت تحت اثر حامدی قرار گرفت.

 بعدا این آدم به تاراج ورشوه ستانی در محکمه استیناف کابل را از سر گرفت.

پرونده دزدان کابل بانک را در مرحله محکمه دوم رسیدگی کرد. تمام دزدان اصلی کابل بانک از قبیل حسین فهیم ومحمود کرزی را به عنوان اینکه بدهی های خود را تصفیه نموده اند را برائت می‌دهد.

 دیگران را به شمول شیر خان فرنود را به حبس محکوم می‌کند تا برای غنی دست آورد باشد.

 بعد از فیصله همین دوسیه اتومات ريس استیناف کابل شد.

ملیون ها دالربه جیب زد.

 که در یک طلا فروشی در مارکیت صرافی حمید پهلوی وزارت عدلیه در فروشگاه کابل شریک شد.

شریکش فردی از چاه آب است.

دخترش را به بچه همین تاجر طلا عروسی کرد

 وچندین اپارتمان در فاز سوم شهرک آریا خریداری کرد.

در یک قضیه کلان چهار صد جریب زمین وزارت دفاع نزدیک قصر دارالامان

تاجر کندهاری حاجی نورزی درآن شهرک دپلوماتیک می ساخت.

قبر سردار داود هم اخیرا درهمان ساحه قرار دارد.

وی بنا داشت اسناد ساختگی وقباله جعلی همین400 جریب ملکیت 

 قاضی معراج الدین نخست قباله موصوف را به طور جعلی امضا نمود وبرای نماینده موصوف آقای سلطانی قبل از تسلیمی مبلغ امضا قباله که پنج صد هزار دالر امریکایی گرفت. اما قضیه افشا شد و گپ تا ستره محکمه کشانده شد.

فورا معراج الدین یک مکتوب تکثیر نمود که امضای من در مکتوب صحت قباله جعل شده است.

با دادن رشوه به به تعدادی از اعضای ستره محکمه خودش را از ریاست محکمه استیناف کابل به حیث رئیس تفتیس ستره محکمه تبدیل کرد تا بیشتر ازین رسوا نشود 


بعد از سقوط جمهوری،

 معراج الدین به ترکیه گریخت

در شهرک آریا دامادش وشریک و تجارت طلا هایش زندگی می‌کرد 

پسرش کابل مانده بود توسط دریورش حوزه چهارم طالبان در کابل اختطاف شد وهمین پسرش جای طلاهای پنهان کرده در خانه اش را افشا کرد که افراد طالبان دریک روز بعد از شام از خانه اش در بلاک c48 شهرک آریا مبلغ سه صد هزار دالر امریکای وده کلو طلای خشت پخته را با سیف های زیورات از خانه اش بردند وپسرش را رها کردند. 

همین معراج الدین فعلا در تر کیه دارای فارم گاو داری ومال داری به ارزش پنجصد هزار دالر آمریکای دارد. 

خانه به ارزش دوصد هزار دالر دارد در انکارا 

وهمچنان تجارت برنج پاکستان به ترکیه را به طور انحصاری در اختیار  دارد 

از مدت سه الی چهار ماه بدینسو به آلمان رفته وفعلا در یکی از کمپ های مهاجرتی آلمان در حال تقاضای پناهندگی به سر می‌برد.