-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۱ بهمن ۱, شنبه

«توطئه سیاه» سردار داود خان


اعدام تورن جنرال خان محمد مرستیال 

برگی از دفتر فرعون های اولین کودتا



بعد از کاهش استخوان شکنی دردوره استبداد نادر و هاشم خان، دومین خونتای وحشت با کودتای داود خان ظهور کرد.

نخستین قربانیان اژدهای کودتا و جاسوسان شوروی، هاشم میوند وال و بهترین جنرالان ارشد اردو بود.

از جمله تورن جنرال خان محمد خان مرستیال

شهید خان محمد خان مرستیال

مولف و گردآورنده: پروین امینی مرستیال- 130 برگ

چاپ بهار 1394 – ناشر انتشارات شهمامه - هالند

17 مرمی به بدنش شلیک شد.

پروین امینی دختر خان محمد خان:

زمان تظاهرات در شهر کابل در یکی از روز ها در آشپز خانه منزل هوسانه می پختیم. من صنف 11 مکتب بودم. 

بابه جان ظاهر شاه رهبری نیست که به افغانستان کارکرده و ملت را آباد کند. بهتر نیست کس دیگری به قدرت بیاید.

خان محمد خان: حرفت غلط نیست؛ اما وقتش غلط است. 

چطور؟

در همین دیگی که پیش رویت می جوشد، چرا سرپوش کهنه را گذاشتی؟

شوربای ترکاری هنوز پخته نشده؛ اگر سرپوش نداشته باشد تیت و پرک به هرجا می پرد.

ظاهر شاه مثل همین سرپوش دیگ است. اگر پس شود چون ملت پخته نیست از هم می پاشد.



تورن جنرال خان محمد مرستیال در سال 1291 برابر با سال 1912 میلادی درکابل زاده شد. وی اهل ولایت کنر بود. مکتب ابتدائیه را در شهر جلال آباد خواند. در سن 12 ساله گی از سوی دولت امان الله خان به ترکیه اعزام شد.

به حیث صاحب منصب عسکری برگشت. در فرقه قلعه جنگی کابل وظیفه گرفت. سپس به گذراندن دور دوم آموزش عالی نظامی روانه ترکیه شد. 

مطابق سلسله مراتب کار در ارتش مدیر قبایل و سرحدات شمال شرق شد. 4 سال بعد، در فرقه 7 ریشخور قوماندان غند مقرر شد. 

سپس رئیس ارکان فرماندهی ستاد ارتش انتصاب شد. لوی درستیز جنرال سید حسن خان بود. در همان دوران که داوود خان صدراعظم بود دریک جنگ سرحدی مختصر درکنر، موسوم به جنگ تهانه باجور، او داوطلب سرکوب قوای پاکستانی شد.

فوری قوماندان فرقه جلال آباد شد. او تهانه را فوری فتح کرد. و همان نقطه ( خان غوندی) مسمی شد.

اما یک دم در سن 52 ساله گی به بازنشسته گی سوق داده شد. داوود خان از کارآیی و قدرت روز افزون خان محمد خان به تشویش شد. 

به عاطل ترین سفارت در ریاض فرستاده شد.

سه سال بعد برگشت و خانه نشین بود. 

وقتی داود و یک بخش ائتلافی جناح پرچم، نظام سلطنت را سقوط دادند. خان محمد خان به تبریکی داود خان رفت. 

داود فوری گفت که تا روشن شدن وضع، امورات وزارت دفاع را سرپرستی کند. 

روز دوم داود امر کرد تا امر ثانی درخانه اش باشد. عوضش جنرال کریم مستغنی به ریاست ستاد ارتش گماشته شد.

خان محمد خان: این کودتا به کمک کمونیست ها روی کار شده و من آینده را خراب می بینم. 

پیش زمینه ها

پیشنهاد داود خان و نعیم خان وزیر خارجه در مورد گرفتن کمک از اتحاد شوروی جهت مقابله با پاکستان مطرح شد.

خان محمد خان: اگر نیروی شوروی به این عنوان داخل افغانستان شود، درآن صورت کدام نیرو قادر خواهد بود که بدون جنگ و خون ریزی آنان را مجبور به خروج سازد؟

ظاهر شاه سخن او را پذیرفت. 


مدتی بعد، در رادیو اعلام شد که یک گروه از خائنین به وطن که قصد کودتا داشتند گرفتار شدند. جنرال عبدالرزاق قوای هوایی، هاشم میوند وال، ماما زرغون شاه، دگروال مهرعلی خان زلال، دگرمن شیرافضل شینواری، دگرمن گل شاه علی خان، عارف خان مشهور به ریگشا تاجر معروف، 

نامه به برادرزاده و داماد:

من به خاطرنجات جان شما همه مسئولیت ها را به دوش گرفتم. برای این که شما آزاد شوید. 

او شکنجه ها را فوق طاقت بشری توصیف کرده بود.

سند مهم تاریخی است که به بیرون درز کرده است. او وصیت نامه اش خوانده بود که باید آن نامه از جنرال نذیرکبیر سراج گرفته شود.

خانواده جنرال جایزه پنج هزار دالرگذشته اند تا نامه به دست آید.

مرستیال: 

تفصیل این داستان خود ساخته را به دگرجنرال نذیر خان لوژستیک فرستادم که به داود خان بدهد. ممکن آن جنرال از ترس اوراق را ندهد.

داود خان مگرخبر نداشت از قضیه؟ امر گرفتاری از داود گرفته شده بود.