-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۱ دی ۱۶, جمعه

در آستانۀ جنگ داخلی بین طالبان

 

پنج ضلعی خلافت خراسان آماده عمل است

رایزنی های منطقه ای با جبهه مقاومت




 ارکان اصلی خلافت خراسان این ها اند:

فصیح الدین، صلاح الدین ایوبی، مخدوم عالم، مجیب الرحمان انصاری و جنرال جرأت


این پنج فرد ریزرف برای رهبری تروریست های شمال هستند.

بی ثباتی داخلی طالبان باعث شده است تا قدرت های غربی مدیریت و رهبریت تروریست های شمال را به عهده افراد خودشان بگذارند که همین 5 فرد اند.


قدرت های غربی از هیچ نگاه این گروه های تازه وارد را زیرفرمان طالبانی که با خود شان درگیراند و از چند دست رهبری می شوند؛ واگذار نمی کند.


ماموریت این گروه بدیل برای طالب حتی قبل از واگذاری قدرت به طالبان تدوین شده است. غرب وقتی دست به کاری می زند، اول آینده کار و سود و زیان و احتمالات چند بعدی اش را می سنجد. 


یعنی حضور امریکا و غرب در افغانستان  امری استراتیژیک است کوتاه مدت نیست. 


انصاری های هرات نقش کلیدی در ایجاد مرکز عملیات برای این گروه ها است. هرات از نگاه جغرافیایی، موقیعت کلیدی است که این ولایت دروازه آسیا مرکزی، آسیای غربی و آسیای جنوبی است.

سابق به دروازه هند و ایران شهرت داشت؛ اکنون این دروزاره به طرف آسیای میانه و حوزه شانگهای نیز گشوده است.


این شهر مرکز گروه تازه وارد غیر پشتون ها خواهند بود. هرات از یک نگاه کندهار حوزۀ تاجیک ها و ازبک ها است. چنانی که کندهار مرکز بومی و عملیاتی طالبان است.

ولایات شمالی میان این افراد تقسیم بندی خواهد شد و هر یک به متقضای منافع استراتیژیک کشور های وابسته فعالیت خواهند کرد.

بدخشان، تخار و کندز تحت کنترول نیرو های فصیح الدین (امریکا)

بلخ، جوزجان، فاریاب و بادغیس تحت کنترول نیرو های مخدوم عالم و صلاح الدین ایوبی (انگلیس)

قرار بود ولایات سر پل و سمنگان به مهدی هزاره سپرده شود. ایران به سرعت واکنش نشان داد که در پس فتنه مولوی مهدی فتنه صهیونیزم خوابیده

به طالب کمک کرد ازصحنه برداشته شود. 

ولایت هرات نزد انصاری ها (عربستان) – که انصاری اول را ایران حذف کرد.


ولایت پنجشیر و بغلان تحت کنترول افراد جنرال جرات (پاکستان) که در برنامه دستگیری امرالله، احمد مسعود و دیگر نظامیان مقاومت ناکام ماندند.


به این حساب در هندوکش های جنگ ادامه دارد و عملیات های سرکوب از سوی طالبان و پاکستان ناکام ماند. 


پاکستان اکنون در کشاکش جنگی با طالبان گیر افتاده است، اگر پنجشیر را تحت کنترول میداشت، قادر بود طالبان را فشار دهد و آنها را از حمایت تی تی پی باز دارد. پنجشیر در دست پاکستان نیست به زودی نقش خود را در جنگ منطقه ای نشان خواهد داد. 


طالبان از تخته شطرنج حذف نمی شوند. شطرنج دیگری کنارش چیده شده که دانه های اصلی اش

فصیح الدین، صلاح الدین ایوبی، مخدوم عالم، مجیب الرحمان انصاری و جنرال جرأت

اکنون نقش طالب در مواجهه با پاکستان اهمیت دارد. همچنین پشتوانه لوژستیکی قوای خلافت خراسان به سوی ایران و آسیای میانه باشد.

بازی در تخته دوم شطرنج تازه در حال شروع شدن است. 

مهره های تخته دوم باید به مرور زمان کنترول مناطق شمالی را دردست بگیرند.

هیچ جایی برای مانور نظامی وعملیاتی جبهه مقاومت هندوکش باقی نماند.

جبهه مقاومت به حیث نیروی سوم

موقعیت حساس خود را اکنون نشان می دهد.

در نبرد بین اردوگاه خلافت خراسان بین کشورهای متخاصم منطقه، به پایتخت تعامل تبدیل می شود.

جبهه مقاومت با هردو جناح وارد نبرد خواهد شد.

اردوگاه متخاصم کشورهای با هم دشمن در افغانستان، هردو دست معامله به سوی جبهه مقاومت دراز خواهند کرد. به خصوص پاکستان

پاکستان اکنون به جبهه مقاومت به همان اندازه نیاز دارد که ایران و روسیه دارد. یکی کنترول طالب و دیگری، رقابت با ایران و هند و ورسیه


اکنون امریکا و غرب درصدد راه اندازی جنگ داخلی بین طالبان است. جناح شقی طالب باید بشکند و مناطق تحت کنترول خود در گستره شمال را به نیروهای پنج ضلعی خلافت خراسان بدهد.

این اردوی پنج ضلعی باید هم با طالب و هم با جبهه مقاومت بجنگد تا راه را به روی خود صاف کند. 

آیا چنین ظرفیتی وجود خواهد داشت؟

غیرقابل تضمین است. 

ارکان قوای پنج ضلعی ریزرفی یک سازمان جدا از طالبان تشکیل می دهد به نام: داعش، امارت خراسان یا خلافت خراسان.

آیا این گروه مختلط که در سناریوی جدید رویش سرمایه گزارشده قادراست دو جبهه طالب و مقاومت را از میان بردارد؟

نا ممکن است. اما هدف راهبردی برآورده می کند: گسترش جنگ که زمینه را برای کنترول بحران فراهم کند. دست آوردش همین است.


مشخصه اصلی گروه پنج ضلعی، غیر پشتون بودنش است که کاربردش فقط حوزه شمال، آسیای میانه و ایران میباشند. خاص برای متفقین آسیایی طراحی شده اند.

به همین سبب، متفقین با تمام قوا سعی می کنند طالب و مقاومت را علیه این نیروی نیابتی تازه تشکیل تجهیز کنند.


این پنچ عامل هنوز ظاهراً به میدان امتحان وارد نشده و از موقعیت شان هم اثری نیست. 

از سوی استخبارات مفرزه های خوابیده و منتظر اند. 

  بعد از ترور مهدی و انصاری و تنش های طالبان، امکان ترور این ها هم بیشتر بود. حتی امکان ترور شان توسط طالبان غیر غربی هم وجود دارد.

چرا این پروژه به تآخیر افتاد؟

ناکامی در سرکوب و تصرف کامل پنجشیر و اندراب، این روند را به تاخیر انداخت.

جنرال جرات را که کاندیدای اصلی برای کنترول پنجشیر بود از دره بیرون کرده تا عندالفرصت به میدان برگردد. 

اگر مقاومت سرکوب نشود، نا کارآمدی عامل پاکستان- جنرال جرات -، نا کارآمدی جنرال جرأت سبب می شود که فرد دیگری به میدان رها شود. 

چرا غرب به صورت علنی بر وقوع حتمی جنگ داخلی بین طالب اصرار دارد و زمینه سازی می کند؟

جواب: به پروژه داعش زمینه باز شود. وقت نباید تلف شود. به نام داعش هرکاری را می توانند اززمین وهوا انجام دهند. 

داستان مبدا داعش خراسان: 

جنگ داخلی بین طالبان باعث می شود که رهبران غیر پشتون در شمال استقلال خود را اعلام کنند. این جبهه مستقل کی ها اند؟ همه زیرمجموعه های خارجی طالب از جمله القاعده و گروه های ازبک و تاجیک و اویغور اند.