-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ مهر ۱, پنجشنبه

تصفیۀ قومی ، هدف اصلی اشغال است

 

     نوشتۀ : اسماعیل فروغی

     اشغالگران پاکستانی وطالبان، به خاطراستقرارنظام متمرکزقومی ـ دینی درافغانستان ازهروسیله ی ممکن وازهرکوشش وترفند استفاده خواهند برد.

      انتقال هزاران پاکستانیِ باشنده گان وزیرستان جنوبی و بسیاری شهرهای خیبر پشتونخواه به شمال افغانستان و تصفیه های قومی درسراسر ولایات شمال ، مناطق شمالی و نقاط مرکزی ، درسرخط این کوشش هاقرارخواهد داشت .

      نیت ناپاک تصفیه های قومی ازدوگنداب بزرگ تغذیه می کند : اول ـ قومگرایی و تمامیت خواهی منحط طالبان که طرفدارانِ سینه چاکی درمیان طالبان نکتایی پوش و بسیاری شخ بروتان دیروزهم دارد و دوم ـ نیت خصمانه وشیطانی پاکستان برای تطبیق و تحقق سیاست عمق استراتژیک آنکشورکه متکی به آن می خواهد به کُل جغرافیای افغانستان تسلط یافته و بالاخره به داعیه ی دیورند نقطه ی پایان بگذارد.

     اینکه امروزعمران خان خودش را داعیه دار پشتون ها دانسته ، به تاجیکان ، اوزبیکان وهزاره ها وعده می دهد که برای شان جای وجایگاهی درساختارقدرت جستجوخواهدکرد ، مکارانه و تفرقه افگنانه ی محض است . اوبا این وعده ی سرخرمن ، پشتونها و سایراقوام افغانستان را به تمسخرمی گیرد . خان با این اظهاراتِ خصمانه ، طالبان را نماینده گان قدرتمند پشتون ها ومجریان اصلی سیاست اشغال معرفی کرده وسایراقوام را شکست خورده وقابل ترحم می پندارد .که این خود اهانتی به پشتون ها واهانتی به تمام اقوام ساکن افغانستان است.

     پاکستان که از چهل سال به اینسو- ابتدا با ایجاد وتسلیح گروههای جهادی و بعداً ایجاد وتسلیح طالبان قوم پرست ، همواره کوشیده است به عمق استراتژیک اش در افغانستان دست بیابد ، باشناخت دقیق ازتمایلات تمامیت خواهانه و قومگرایانه ی طالبان ، اکنون بهترازهرزمان دیگر به این مأمول نزدیک شده است . اشغالگران پاکستانی که  حالا عملاً و مستقیماً وارد میدان جنگ شده و کشور را زیرکنترول خود درآورده اند ، میخواهند بایک تیردونشان بزنند : هم پشتون ها را با سایراقوام افغانستان درتقابل مطلق قراربدهند وهم با کوچ دادن اتباع وزیرستان جنوبی و برخی اهالی طماع و سودجوی خیبرپشتونخوا بسوی شمال افغانستان ، داعیه ی دیورند را برای همیش خاتمه ببخشند .

     اما من فکر میکنم آنان بازهم کورخوانده باشند . این نقشه ی شوم و این لقمه ی پر استخوان گلوی آنان را پاره خواهد کرد . هم گلوی اشغالگران پاکستانی را وهم گلوی نوکران جاهل تمامیت خواه آنان را.

     طالبان توان نان دادن و توان تأمین زنده گی آبرومند را ندارند . طالبان با جهان متمدن امروزهرگزهمراه وهمصدا نخواهند شد . طالبان بی ریشه و سربازان نیابتی برای جنگ استند نه برای حکومتداری و زنده گی مدنی . طالبان تغیرناپذیر، دشمن زن ، دشمن تشیع ، دشمن هنروفرهنگ ودشمن تمدن استند .

     متکی به تمام دلایل ، برای حفظ ارزشهای انسانی و برای زنده ماندن دربرابر اشغالگران پاکستانی و نوکران نیابتی شان ، مقاومت و رستاخیزسراسری علیه طالبان حتمی و تنهاگزینه است . باقدرت گرفتن مقاومت ملی درتمام لایه های اجتماع ، درمیان تمام گروههای قومی و درتمام ولایات کشور ، بخوبی میتوان به پروژه ی شیطانی طالب بازی پاکستان و خیال شوم اشغالگرانه ی عمق استراتژیک آن کشور برای ابد نقطه ی پایان گذاشت . 


کریم خلیلی: مجبوریم تفنگ برداریم

 محمدکریم خلیلی، رهبر حزب وحدت افغانستان هشدار داده که اگر طالبان دست از استبداد نکشد، هزاره‌ها هم مقابله مسلحانه خواهند کرد. آقای خلیلی به خبرگزاری تاس روسیه گفت: «ما نباید مجبور ساخته شویم برای حفظ زندگی و حقوق اولیه مردم خود به مسیر مقاومت مسلحانه کشانده شویم.»

متن این گفتگو روز چهارشنبه (۳۱ سنبله) در خبرگزاری دولتی تاس روسیه منتشر شده است.

خلیلی در پاسخ به این سوال که آیا هزاره‌ها هم آماده پیوستن به نیروهای مسلح هستند، گفت: «تاکنون کابینه دولت موقت [طالبان] به هیچ وجه فراگیر نیست. تداوم چنین وضعیتی برای دیگر نیروهای سیاسی و گروه‌های قومی غیرقابل پذیرش است. این وضعیت یقیناَ برای تاجیک‌ها و ازبک‌ها قابل تحمل نیست. آن‌ها با هزاره‌ها دوباره به میدان جنگ باز خواهند گشت.»

همزمان او ابراز امیدواری کرد که جامعه جهانی بر طالبان فشار وارد کند تا خواست خود را بر کل مردم افغانستان تحمیل نکند و از بروز جنگ داخلی جلوگیری شود. او با اشاره به جنگ داخلی گفت:‌‌ «ما هنوز از آن رنج می‌بریم و امیدواریم که طالبان از [تجربه] دهه ۱۹۹۰ درس بگیرند و برای ایجاد یک دولت همه‌شمول آماده باشند و از استبداد دست بکشند».

۱۴۰۰ شهریور ۳۱, چهارشنبه

چنین شوکی هرگز ندیده بودیم...


 اشرف غیرت، صرفاً یک آدمک نیست؛ یک آئینه صاف است که ذهن و دیدگاه طالبان را نسبت به نهادی پایه - دانشگاه - تصویر و تجسم می دهد. من حالا یقین دارم که طالب و پاکستان این بار به شکل انفجار مقناطیس های خود شان انفجار خواهند کرد و توته های شان ناپدیدار خواهند گشت. 

حین مطالعه این مطلب، چهرۀ اشرف غیرت در ذهنم شکلک در می آورد

ملک ستیز

باید میان حکومت فراگیر و حکومت ایتلافی «معامله‌گرانه» فرق قایل شد.

ایجاد حکومت فراگیر که به معنای جابه‌جایی چند شخصیت به نمایندگی از اقوام و گروه های اجتماعی در وزارت‌های کم‌صلاحیت و نمادین کابینه باشد، وضعیت را بد تر از حالا می‌سازد. عمران خان وظیفه گرفته است تا با شمولیت چند تن محدود تاجیک‌، هزاره و ازبیک در حکومت کنونی راه را برای مشروعیت امارت اسلامی فراهم سازد. این پروژه‌ی ISI است. من آن‌را حکومت ایتلافی معامله‌گرانه می‌خوانم. 

اما، شرایط حکومت فراگیر چه است:

نخست، رهبری حکومت را شخصیت بی‌طرف، معتدل و چه بهتر که یک متخصص عهده‌ مند باشد. 

دوم، گروه های اجتماعی (قومی) متخصصین شایسته‌ی خود را به حکومت بفرستند. نه «رهبران» و یا رهبرزاده های فریب‌کار و دروغ‌ گو را که سردم‌داران معامله و تذویر هستند. برای انتخاب کادر ها باید معیار های قبول‌شده طرح شود. 

سوم، نقشه‌ی راه برای حکومت از سوی متخصصین برنامه‌سازی (Planning)، توسعه، فن‌‌آوری، حقوق، سیاست، صحت، آموزش و پرورش طرح و تدوین شود. این نقشه با سیاست‌مداران مشوره شود. 

چهارم، سیاست خارجی حکومت بر بنیاد منافع ملی و توسعه‌ی اقتصاد ملی در نظام بین‌الملل طرح و تدوین شود. سیاست خارجی باید از گرو ایدیولوژی برون شود.

پنجم، ارزش‌ها باید رعایت شوند. نقش زنان، جوانان، فرهنگ، تاریخ و هویت‌های گوناگون در حکومت فراگیر نمایان باشد. 

در این‌صورت حکومت فراگیر می‌تواند شکل گیرد و مورد حمایت جامعه‌ی ملی و بین‌المللی قرار گیرد. 

شاید گروهی مرا نقد کنند که اگر چنین شود، پس ط‌ال‌بان و حاکمیت آن‌ها چه خواهد شد. پاسخ من این‌ست. ط‌ال‌بان اگر ادعای ثبات، امنیت و بهبود وضعیت را دارند، این مسیر را برگزینند. این حکومت می‌تواند برای دو سال فعال شود. ط‌ال‌بان مسئولیت امنیت، ارتش و پولیس را در هماهنگی حکومت همه‌شمول به عهده گیرند. در این‌صورت آن‌ها صاحب امتیازی تاریخی خواهند شد. این امتیاز ایجاد امنیت از یک‌ سو و زمینه‌ی توسعه از سوی دیگر می‌باشد.

گزینه‌ی دومی، تک‌ فکری، تک‌قومی، تک‌مذهبی، تک‌جنسیتی است که پیامدش را همه به خوبی می‌دانند. ط‌ال‌بان از این دو گزینه یکی را باید برگزینند.

افلاس ذهنی یک کارتن «افغان» درفهم «اصطلاح فرهنگی»


رشوۀ لفظی مریم منصف به تروریسم، ضمن آن که اهانت به قربانیان تروریسم درافغانستان است؛ نقض سیاست رسمی وملی کانادا نیز است.

 گروه طالب، از نظر دولت کانادا یک گروه تروریستی توصیف می شود. مریم منصف، ده روز پس از تصرف کابل از سوی گروه تروریستی طالبان، در مورد تخلیه افراد مربوط به کانادا از کابل، طالبان را "برادر" خطاب کرد.

یک تروریست بالقوه درکابینه کانادا نصب شده بوده است. او گفت:"من می خواهم از این فرصت برای صحبت با برادران‌مان طالبان استفاده کنم.

او اکنون از موقعیتش به وسیله مردم کانادا خلع شده و انتقادات شدید هنوز بروی جاریست. نامبرده گفته است که برادرخواندن طالبان یک "اصطلاح فرهنگی" است و به هیچ وجه نشان ‌دهنده تغییر سیاست کانادا نیست. این خانم درواقع نه تنها به قربانیان ده ها هزار نفری درافغانستان توهین کرد، بلکه درفهم اصطلاح فرهنگی افغانستان نیز افلاس ذهنی نشان داده است. 

« برادران طالب»  اصطلاح فرهنگی غنی - کرزی و فرقۀ قوم پرستانی بود که سرانجام، زمینۀ سقوط افغانستان را فراهم کردند و اکنون راضی و خرسند تماشاگر پسا سقوط اند.


سفارت دهلی از سوی طالبان نیابتی فتح گردید

 

سفارت افغانستان در دهلی غیر مستقیم توسط طالبان رهبری می‌شود.

پس از اشغال کشور توسط لشکر غیر رسمی  ISI ( طالبان)   فرید ماموندزی  سفیر افغانستان در دهلی  به حذف و منزوی نمودن  دیپلمات ها و کارمندان وطن دوست اقدام کرده که در نخست  قنسل و معاون آن را تبدیل نمود تا منبع عایداتی را در دست بگیرد.

بخش سیاسی و  پروتوکل را مطلق در کنترول خودش گرفته و حتی در قسمت تمدید ویزای  چندین وکیل پارلمان و مقامات دیگر  کشور  تعلل می ورزند.

پول های ذخیره در حساب بانکی سفارت را به حساب های دیگر منتقل نمودند. هیچ گونه موضع گیری ضد طالبانی ندارند.

در هفته شهید  حتی یک مجلس به خاطر شهدای کشور  بویژه قهرمان ملی نگرفتند. تمام عکس های قهرمان ملی را از همه دفاتر  جمع آوری نمودند. با شخصیت های حوزه ضد طالبانی  برخورد خیلی سرد دارند، در مجالس شان  علنی علیه جبهه مقاومت به رهبری آمر جوان( احمد مسعود)  گپ های نادرست می‌گویند.

پنجشیر و خموشی قبل از توفان

 گزارشنامه افغانستان به نقل از منابع برون مرزی مرتبط با اوضاع کشور اطلاع می دهد که ده ها هزار رزمنده از سراسر اروپا، امریکا، تاجکستان، ایران وعراق برای دفاع از جبهۀ جنگ برحق پنجشیر برای استرداد آزادی افغانستان به مراکز ثبت نام رفته اند.

این نخستین بار است که همبسته گی آزادی خواهان دیگرکشور ها از ستم واستکبار تروریزم و پاکستان نسبت به مردم افغانستان واکنش نشان می دهند.

گروه های تماس از قدرت های منطقه ای برای جلوگیری از تأسیس مرکزیت برای القاعده، طالبان، داعش، گروپ های افراطی آسیای میانه و چچین به اتخاذ یک فیصله نهایی نزدیک شده اند.

این درحالی است که همزمان با اوج گیری جنگ مخفی بین قدرت های رقیب درحوزۀ افغانستان، قطعات بزرگ لشکرفاطمیون درمرزهای غربی افغانستان مستقر نیز شده اند. همچنین جالب توجه است که حشدالشعبی عراق آماده گی خود را برای اعزام دو هزار رزمنده به جبهه پنجشیر نشان داده است. کمپ های نظامی در تاجکستان به سرعت درحال قد کشیدن اند و جنگ، آرام آرام پوستۀ نیابتی خود را می شکافد و سیمای خود را عریان تر نشان می دهد. 

این موجود، مبتلا به شهوت مغزی سرکوفت خورده است

 گزارشنامه افغانستان: آدم کشان هرگز درپی توبه و تزکیۀ خود نیستند. آخرین قطرۀ تعصبی که از آبدان درغل بابا و شاگردانش چکید؛ همین بود... این به نوع دیگری ادامه همان مشی درغل بابا است.


بشیرانصاری

طالبان، مطابق روش و عادت شان، کودکی فاقد ابتدایی ترین اهلیت را در رأس دانشگاه کابل که معتبر ترین نهاد علمی کشور به شمار می رود، تعیین کرده اند. 

رییس نظام طالبانی دانشگاه در نخستین پیام خویش از جلوگیری فحشا در دانشگاه سخن گفته است. 

ریشه یابی این که چرا دین، شریعت، روان، ذهن و امر به معروف و نهی از منکر طالبان با زن شروع می شود و با زن ختم می گردد، کار روان شناسان است که تا هنوز چیزی در این باب از قلم شان نخوانده ایم و یا بهتر بگویم برای ما نرسیده است. 

اما آنچه مربوط به دین می گردد، رییس طالبانی دانشگاه کابل و بقیه طالبان باید یاد بگیرند که گناه ریختن خون یک انسان، بیشتر از  تمام (فحشایی) است که ایشان پیوسته از آن سخن می گویند. 

اگر این گروه راستی هم دغدغه دینی دارند، بر آنها است تا تمامی عمر به خاطر خون هایی که ریخته اند توبه کنند و ندامت کشند.

اگر فحشایی هم در کشور دیده شود، ریشه هایش را در فقری و بینوایی کشنده ای خواهیم یافت که طالبان پیام آوران آن به شمار می روند. 

چنین بر می آید که طالبان تمامی سوراخ های دعا را گم کرده اند.

پیام (1) به فرمانده صالح ریگستانی

 

اگراین پیام با احساسات و دیدگاه شما نیز همسانی دارد، لطفاً برای ارجاع به آن به ریگستانی دست به کار شوید.

نبرد تاریخی درفاز جدید آغاز شده و زمان گیر است. من همچو شما متخصص جنگیدن نیستم؛ اما از مطالعۀ جنگ های تاریخ دنیا و تاریخ افغانستان به این نتیجه رسیده ام که دشمن داخلی، موذی تر و کارساز تر از دشمن خارجی است.

 تجربه سقوط پنجشیر نشان داد که دشمن خارجی مثل توت تکانده شد؛ اما دشمن داخل مثل زهری دررگ و پود قطعات نظامی و جمیعت مردم اثر گذاشت وبدنه را از کار انداخت.

 حال انتظار من این است که برنامه و نقشه راه عملیاتی عاجل را اول تر از همه در محو، شکار، خنثی سازی و فلج سازی عناصرخائن در داخل پنجشیر و بافت مرتبط با پنجشیر ترتیب دهید و علی الفور به اجرای فیصله ها و نقشه ها وارد عمل شوید. تابع «مصلحت» هایی از نوع گذشته نشوید.

ایمان دارم که دو سرحلقه را در زنجیرۀ طالب بشکنید، همه ای شان فرار می کنند. پروژه را می توانید خود تان تأسیس و مدیریت کنید. اگر نه کنید؛ پشیمانی دارد.عرض بنده همین بود/ فقط

رزاق مأمون

عربستان سعودی از فرزندانش روی گشتانده است


 وزیر خارجه عربستان که زمانی فاشیست های طالی را به رسمیت شناخته و جنگ شان را تمویل می کرد حالا می گوید که ظهور القاعده، داعش و طالبان در افغانستان واقعا مایه "نگرانی جدی" است.

به گزارش ایسنا، شاهزاده فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان در مصاحبه با ایندیا تودی گفت:   تروریسم فراملی یک نگرانی است. در حال حاضر طالبان متعهد شده است که خاک افغانستان برای تروریسم استفاده نخواهد شد.

این شاهزاده سعودی همچنین اظهار داشت که عربستان هیچ ارتباطی با دولت جدید طالبان در افغانستان ندارد. او گفت که کشورش قبل از به رسمیت شناختن این رژیم جدید "منتظر خواهد بود و اوضاع را رصد می‌کند". عربستان سعودی یکی از سه کشوری بود که رژیم طالبان را در دهه ۱۹۹۰ به رسمیت شناخت.

وزیر خارجه عربستان گفت: ما خواهان فراگیری و اطمینان از صلح و ثبات در افغانستان هستیم. من با وزیر خارجه هند در مورد این موضوع صحبت کردم و با هند به توافق رسیدم.

گریزمولوی های فاسد از جبهۀ جنگ پنجشیر


داوود دریاباری

 این تکاورپیر که هنوز درسنگر مقاومت ایستاده، جنرال شاولی خان دره است. افسر تحصیل کرده و توپچی مسلک.  دوران حکومت نجیب قوماندان قطعه 88 توپچی بود.

 حالا برمیگردم به نشانه وهدف :

احمدمسعود که در پنجشیر به احیای مقاومت اقدام کرد انتخابش برای مردم دره همین فرمانده  رشید بود.

ولی چار تا ملای وندگیر گفتند که این آدم کمونیست است. اگر این فرمانده شود ما اطاعت نخواهیم کرد. از جمله عطالرحمن سلیم/مرستیال شورای مصالحه/که الان به ترکیه گریخته و کارش فروش ویزا در بازار سیاه است!

مأموریت ناکام تسلیم طلبان در پنجشیر


این نگاره، مولوی مالک از روستای پیاوشت ولسوالی رخه است که می گوید مقاومت بیهوده به جنگ برخاسته است. از نظر او باید « درقدرت شریک شویم» او درجمع 60 صدر کسانی بود که در آخرین جلسه در سریچۀ پنجشیر با حضور احمد مسعود و جمیع فرماندهان گفت که ما امکانات نداریم؛ جنگ بی فایده است. 

ناراضیان سپس به کابل آمدند. وقتی وزیرخارجه قطر به دیدار دکترعبدالله آمد، این جماعت درمهمانسرای دکترعبدالله جمع شده و همان احادیث تسلیمی را مکرر کردند. تنها مولوی روح الله از حصارک برعلیه آنان به مقاومت برخاست.

مولوی مالک در صدرهیأتی است که به خرج و هزینه شبکه حقانی از خانه داکتر عبدالله رأسا به پنجشیر رفتند تا مردم را از مقاومت برحذر دارند.

 الماس و گل حیدر هم جزء همین ارکان اند و با هزینه نوراحمد تره خیلی تاجر وابسته به خلیل حقانی درین راستا کار می کنند و نجیم خان قوماندان جهادی سابقه دار نیز درهمین جلسات حاضر و ناظر است.

هیأتی که به دستور عبدالله و خلیل حقانی به پنجشیر اعزام شد؛ از ترس مردم به قرارگاه های مقاومچی ها نرفتند؛ درعوض درمسجد مارشال فهیم جلسه گرفتند و پول ها را بین خود تقسیم کرده دو باره به سالن غذا خوری دکترعبدالله برگشتند.


هدیه یی با مزه، به مدافعان «چپی» خسته و چرخیده به پس کوچه «راست افراطی»

 


۱۴۰۰ شهریور ۳۰, سه‌شنبه

رونمایی یک تروریست پاکستانی پنجشیری الاصل درکابل

جنرال فیض حمید رئیس ای اس آی سرانجام موفق شد تا یک تروریست جهنمی اهل پنجشیر، به نام حاجی نورالدین عزیزی را به صف گروگانگیران مردم افغانستان اضافه کند. 
حاجی نورالدین اصلاً درافغانستان زاده نشده و درپشاور زاده شده و زنده گی کرده است. وی  نواسه حاجی گلبدین است که از اساس، وابسته به گلبدین حکمتیار است و در دورۀ اول طالبان که مقاومت تحت زعامت شادروان احمد شاه مسعود درجریان بود، حاجی گلبدین ونفراتش وارد کابل شده و نفراتش به شکار پنجشیری ها مشغول بودند.
وی از بیست سال به این سو، تمویل مالی دسته جات تروریستی در بدخشان را به دوش داشت.
هویت تحصیلی موصوف معلوم نیست و ظاهر از دشت ریوت پنجشیر است؛ نه او پنجشیر را می شناسد و نه پنجشیری ها او را می شناسند.
جنرال جرأت هم که در واگذاری زادگاهش به لشکر اجنبی خدمت کرده است، انتظار داشت والی پنجشیر مقرر شود اما چنین نشد. وی حالا یک پایش به کابل و یک پایش به پاکستان است. 
 




20 روز جرگه بی نتیجه بین شاخه های طالب درارگ کابل

 

درین میان، بقایای حکومت اشرف غنی و معامله گرانی که درمذاکرات پنجشیر به جایی نرسیدند، درخانه عبدالله با شبکه حقانی درمعامله اند.

بعد از اعلام نذر و خیرات عمران خان، معامله گرها و بقایای دورۀ فساد غنی به سوی خانه دکترعبدالله رخ کرده اند. آن جا محل معامله است. می خواهند زنده بمانند و مال ومنال شان بیمه شود.

اطلاع ارجاع شده به گزارشنامه افغانستان مشعر است که از بیست روز به این سو، بین طالبان شاخه درانی و غلزایی جرگه روان است. اما هیچ نشانه یی از تفاهم بین شبکه حقانی و جریان قندهاری ها به چشم نمی خورد. 

خانه عبدالله آرام آرام از مرکز مصالحه به مرکز جاسوسی تمام کشورهای ذیدخل تغییرکاربردی می دهد و طالب ها همه را دانه دانه دست بسته دستگیر خواهند کرد. دم حاضر که ظاهراً کاری به کارشان ندارند؛ علتش درگیری با بحران مالی، فشار جهانی، جنگ داعش، اختلاف حقانی و درانی و آماده گی های جنگی جبهه مقاومت است.

جورآمد جناح درانی با غلزایی نا ممکن است. جبهه مقاومت عنقریب مسیرشمال – وجنوب را درسیطره می گیرد و  ولایات شرقی به تصرف داعش درمی آید.

بالنتیجه، طالب ها درموقعیت حکومت پوشالی غنی ایستاده و فروریزی اش کلید می خورد. ناظران دپلوماتیک از جمله سفیر فرانسه درکابل به این باور اند که داعش زیر ریش طالب در درون طالب به شدت سرگرم جلب و جذب نفرات جدید است. تا هفته های آینده شاهد تغییرات جدی در اوضاع خواهیم بود.

  چنان که گفته ایم، ماه عسل روسیه، ایران و چین با طالبان، پایانی جنجالی دارد. سفیرفرانسه می گوید که صد ها عضو داعش درکابل منتظر فرمان برای اجرای حملات انتحاری اند. پس زمینه مداخله دوباره آمریکایی ها  فراهم  شده و « بازی بزرگ جدید» رسماً آغاز می شود. 

شبکه حقانی متوجه شده است که جناح درانی طالب، دیر یا زود با جبهه مقاومت ملی کنار می آید. اما ناظران جبهه مقاومت ملی بدین باورند که شبکه حقانی درصورت شکست کامل تلاش ها برای صلح میان دو شاخۀ طالب، ممکن است به داعش پیوسته و شاخه درانی را به سرعت سلاخی خواهند کرد. 

بنا برین از همین حالا تلاش دارد تعامل با فرماندهان شمالی را دردستور کار خود داشته باشد ودرتقابل با جناح درانی ها از آن ها به عنوان پیش جنگ استفاده کنند. از همین رو، تمام معامله گرانی که درخانه دکترعبدالله از پنجشیر و شمالی و دیگر مناطق گرد هم آمده و روزانه با شبکه حقانی دست دریک کاسه دارند؛ در واقع روی به خیال تشکیل یک شرکت سهامی نا برابر دولتی، چانه زنی های نرم و تلویحی را از همین حالا شروع کرده اند.

منابع وابسته به جبهۀ مقاومت ملی به گزارشنامه افغانستان گفته اند که درآیندۀ نزدیک شاهد بروز حوادثی دراماتیک خواهیم بود. اخیراً دردرگیری در در داخل ارگ، بین جناح رانده شدۀ درانی ها و غلزایی ها حدود بیست تن از فرماندهان و اعضای برجسته دو جناح کشته و زخمی شده اند. حتی از زخمی شدن سطحی ذبیح الله مجاهد نیز گزارش شده بود. او تا همین حالا از ناحیه چپ بدن با مشکل رو به رو است و دروقت نشستن خیلی آرام و احتیاط می نشیند.


ایران؛ عقب سیم های خاردار طالبان

منبع عرب نیوز- نویسنده: نویسنده: محمد السولامی 

بعد از آن که وزارت امور خارجه ایران به شدت از توسل به زور در تصرف پنجشیر از سوی طالبان انتقاد کرد؛ گزارش شده که در کابینه طالبان نیز هیچ نماینده ای از گروه موسوم به "شورای مشهد" که ایران سال ها برای شکل گیری آن تلاش کرده است، وجود ندارد. علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران در مخالفت با کابینه جدید افغانستان گفت رهبری جدید این کشور ضرورت تشکیل دولت فراگیر را نادیده گرفته است.

 ایران برای محروم ساختن طالبان از قدرت انحصاری در افغانستان، اهرم های متعددی در اختیار دارد. یکی از این اهرم ها نیروی بسیج شیعه (حشد الشیعه) است که ایران آن را تشکیل داده و هر زمان که طلبان از خطوط قرمز ایران در برخورد با جامعه هزاره های افغانستان پا را فراتر بگذارد، می تواند آن را فعال کند. این گروه شبه نظامی به خوبی آموزش دیده و در مقایسه با هر گروه رقیب در افغانستان از انضباط بیشتر و جنگ افزارهای بهتری برخوردار است. حال باید دید که آیا طالبان که سرگرم سرکوب بقایای شبه نظامیان وابسته به  ژنرال دوستم و گروه های دیگر است، به سراغ حشد الشیعه نیز خواهد رفت یا خیر.

اگر طالبان تسلیم فشارهای ایران نشود در آن صورت تهران ممکن است از تامین نفت مورد نیاز افغانستان خودداری کند و مردم را علیه کابینه جدید به اعتراض وادارد. البته ایران که با مشکلات اقتصادی روبه روست حاضر نیست درآمد ناشی از صدور نفت به افغانستان را از دست بدهد اما اگر بخواهد طالبان را از قدرت سرنگون کند، ممکن است گزینه قطع صدور نفت به این کشور را اختیار کند.

سفیرفرانسه: صد ها انتحاری داعش درکابل منتظر عملیات اند


به این حساب، پیام سفیر فرانسه روشن است: مردم افغانستان به شمول طالبان باید بدن خود را چرب کرده منتظر باشند!


 دیوید مارتینو، سفیر فرانسه در افغانستان، در گفتگو با روزنامه لوموند چاپ فرانسه گفته است گروه داعش موسوم به شاخۀ خراسان توانسته قوای خود را در افغانستان بازتولید کند و هم اکنون صدها عضو به ویژه در کابل دارد که آمادۀ انجام عملیات تروریستی و انتحاری هستند.

وی گفته است که پس از بازگشت طالبان به قدرت تهدید القاعده در این کشور مستقیماً در کوتاه مدت احساس نخواهد شد، هر چند در قیاس با طالبان که گروهی بومی و درونگرا است، القاعده یک گروه تروریستی انترناسیونالیست است. 


اسرائیل 41 شهروند افغانستان را از چنگ طالب نجات داد

 جزئیات ماموریت بی‌سابقه گروپی از کشورهای امارات و اسراییل از کابل تا تاجکستان

روزنامه انگلیسی تلگراف جزئیات ماموریت مشترک محرمانه امارات و اسرائیل را که اولین بار در نوع خود بود، فاش کرد. این ماموریت مربوط به خارج کردن ده‌ها افغان از کشورشان پس از تسلط طالبان بر افغانستان بود.

به گزارش ایسنا، این روزنامه در گزارش خود نوشت: این ماموریت در اوایل ماه جاری میلادی انجام گرفت و جزئی بوده و اولین "پروژه انسانی" بین امارات و اسرائیل محسوب می‌شد که بدون اطلاع طالبان اجرا شد.

طبق گزارش این روزنامه، تیمی که ماموریت را اجرا کرد از تماس‌های محلی برای جمع‌آوری ۴۱ شهروند افغان از مخفیگاه‌های مختلف در کابل استفاده و آن‌ها را با اتوبوسی از نقاط ایست بازرسی طالبان عبور داد و پس از عبور از مرز‌ها به سمت تاجیکستان و سپس به صورت هوایی به امارات منتقل کرد.

این روزنامه در گزارش خود توضیح می‌دهد: ماموریت شامل ده‌ها دختر از دو تیم ورزشی موتورسواری، تیم رباتیک، فعالان حقوق بشر، خواننده‌ای معروف و تعدادی از نزدیکانشان بود. برخی نیز از روحانیونی بودند که بیشتر در معرض خطر از جانب طالبان قرار داشتند.

یوتام بولیزیر، مدیر اجرایی سازمان IsraAID، به روزنامه تلگراف گفت، تیمی که این ماموریت را اجرا کرد طی جمع کردن این افراد از مخفیگاه‌هایشان در کابل بدون اطلاع طالبان نهایت احتیاط را به خرج داد.

این روزنامه افزود: این افغان‌ها به سلامت از نقاط ایست بازرسی عبور کردند، اما به شکل موقت در مرز‌های تاجیکستان گیر کردند و دو روز را در منزلی امن در میان حالتی از تنش و نگرانی به دلیل وجود گسترده نیرو‌های طالبان در منطقه به سر بردند.

اما در نهایت امر دولت تاجیکستان به آن‌ها برای ورود به خاک خود چراغ سبز نشان داد و از آنجا با هواپیمایی که سیلوان آدامز، میلیاردر اسرائیلی کانادایی اجاره کرده بود، به سلامت به امارات منتقل شدند و آدامز نقشی مهم در قانع کردن دولت دوشنبه برای گشودن مرزهایش به روی این افغان‌ها ایفا کرد.

طالبان اگربه توصیه ایران گوش ندهد سقوط می کند


دیدگاه طالبان ایرانی دربارۀ حکومت داری طالبان افغانستان

 عباس سلیمی نمین که سال ها سردبیری "کیهان هوائی" را داشت (عمدتا برای مخاطبان خارج از کشور منتشر میشد) و خط و ربط آن تقریبا مشابه کیهان شریعتمداری کنونی بود، حالا مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران شده است. هم به بیت رهبری نزدیک است و هم گهگاه حرف های درستی می زند اما همچنان گذشته نمیتواند مستقل از مخالفت با اصلاح طلبان نظراتش را مطرح کند که اگر چنین کند مخاطبان بیشتری خواهد داشت. بهر روی، او در این روزها نامه ای خطاب به محسن امین زاده معاون سیاسی وزارت امور خارجه در دولت روحانی نوشته است. این نامه را وقتی از همان شیوه های گذشته سلیمی نمین در کیهان هوائی و دهان به دهان شدن با اصلاح طلبان و برچسب ها و به کارگیری صفاتی که از اعتبار یک حرف درست می کاهد جدا کنید، حاوی دو نکته مثبت است که ما آن را استخراج کرده و منتشر می کنیم.

«این روزها بحث چگونگی مواجهه با مناسبات داخلی این کشور یک ‌بار دیگر در فضای سیاسی ایران حاد شده است. صیانت از مصالح ملی و همسایه فارسی زبان، همچنین وجود حیله‌ها و فریب‌ها، توجه به تجربیات‌مان در سال ۱۳۷۷ را ضروری ساخته است. امریکا تن به مذاکره و نوعی تعامل با طالبان داد؛ دولت افغانستان را وادار به آزادی زندانیان آنان کرد، چندین میلیارد دلار تسلیحات پیشرفته برای آنان بر جای گذاشت (که در این مورد نیز سخن بسیار است و بیان آن فرصت دیگری را می‌طلبد)، با آنان توافق‌نامه‌ای که از محتوای آن اطلاع چندانی در دست نیست به امضا رساند و...

ایران نیز هوشمندانه وارد دام آمریکای شکست‌خورده نشد و از طریقی غیر از مداخله نظامی از تضعیف جریان‌های اصیل در افغانستان ممانعت به عمل آورده است. اگر قوم غلبه ‌یافته به توصیه‌های صریح ایران، یعنی تشکیل حکومت با مراجعه به آراء عمومی گوش نسپارد، هرگز دوام نخواهد یافت. احیای هویت ملی در افغانستان تنها راه پایان دادن به سلطه بیگانه است. آمریکا بعد از خروج از افغانستان می‌کوشد درگیری‌ها در این کشور را تشدید کند و برای این امر برنامه‌های مختلفی تدارک دیده است. با خویشتن‌داری و هوشمندی ایران، این تدابیر بی‌اثر خواهد بود.»


ترامپ: آمریکا در حال تبدیل شدن به "چاه فاضلاب" است

 ترامپ در بیانیه‌ای اعلام کرد، به دلیل افزایش بیش از حد مهاجران، آمریکا در حال رویارویی با بزرگترین بحران در تاریخ این کشور و تبدیل شدن به "فاضلاب انسانی" است.

به گزارش ایسنا، به نوشته مجله نیوزویک، دونالد ترامپ، رئیس جمهوری سابق آمریکا در بیانیه‌ای که توسط سازمان "نجات آمریکا" منتشر شد، آورده است: حضور این میلیون‌ها بیگانه غیرقانونی در تاریخ کشور ما در حال افزایش است.

وی ادامه داد: آنها کاملا کنترل نشده و بدون تغییر هستند و می‌توانند هر کاری را که می‌خواهند انجام دهند و به هر کجا که می‌خواهند بروند. کشور ما به سرعت در حال تبدیل شدن به یک فاضلاب انسانی است. قاتلان، فروشندگان مواد مخدر و جنایتکاران در هر شکل و اندازه، بخش بزرگی از این مهاجرت گسترده هستند. ده‌ها هزار نفر از هائیتی و بسیاری دیگر از کشورها از جمله کشورهای آفریقایی وارد آمریکا می‌شوند که حتی بیشتر از آمریکای جنوبی است.

اظهارات ترامپ در حالی مطرح شده که هزاران مهاجر اطراف پلی در شهر مرزی "دل ریو"، تگزاس تجمع کرده و منتظر کسب اجازه و صدور مجوز ورود از سوی مقام‌های آمریکایی بودند. روز شنبه، گزارش شد که بیش از ۱۴ هزار مهاجر به ویژه از هائیتی زیر پل دل ریو در انتظارند.

دولت جو بایدن، رئیس جمهوری آمریکا اقدامات اخراج مهاجران غیرقانونی را تشدید کرده است.

ترامپ همچنین در ادامه بیانیه خود آورده است: هیچ کاری انجام نشده است و جریان رسانه‌ای فاسد تقریبا به آنچه شاید بزرگترین بحران در تاریخ کشور ما باشد توجه نمی‌کنند. این فقط یک بحران مرزی نیست، این یک بحران جدی است.

چین توان پرداخت مخارج دولت سازی و جنگ طالبان را ندارد

 در « بازی بزرگ جدید» درافغانستان، اگرطالبان حاضر شوند دختران را همانند جامعۀ اروپایی آزاد بگذارند و فضا را باز کنند؛ بازهم کشورهای با هم رقیب، اجازۀ تشکیل یک دولت مستقر و بی درد سر را برای آنان نخواهند داد. دلیلیش این است که جنگ خصلت بومی ندارد و سرچشمه اش از بیرون است. دیگران برای تصفیه حساب راهبردی، امنیتی و اقتصادی با همدیگر در نبرد خاموش اند.

درین بازی، قدرت ملی درافغانستان غیرحاضر است و این قدرت، از سقوط داود خان به بعد، دوباره نتوانست شکل بگیرد؛ نگذاشتند شکل بگیرد و ازین بعد نیز نمی گذارند شکل بگیرد. متفقین ( ایران، چین و پاکستان جمع روسیه) خیال ایجاد برزمینۀ استبداد آسیایی، ایجاد «نظم نوین شرقی» را در سر دارند که جای نظم نوین جهانی به رهبری غرب را بگیرد. اما متفقین نظم نوین شرقی توان چنین کاری را ندارند و قدرت بازدهی اقتصادی آنان به پای غرب نمی رسد. افزون برین، هند- دشمن اصلی- نظم نوین شرقی به رهبری چین، لشکرنیابتی القاعده و داعش و جبهۀ مقاومت ملی، درصحنه حاضر است.

چین توان پرداخت مخارج طالبان برای ایجاد ثبات پایدار و همزمان جنگ آنان برضد مقاومت ملی وداعش را ندارد.

سقوط افغانستان/ نتیجۀ 7 سال پنهان کاری احمد ولی مسعود


اشاره: هرگاه این مطلب هم راستا با احساسات و دیدگاه های شما باشد، به همرسانی آن به دیگران اقدام کنید.

احمد ولی مسعود در ماه جدی 1396 ناگهان ادعا کرد: در زمان لویه جرگه قانونی اساسی(  درجوزای 1389 ) وقتی کارجرگه به درازا کشید، اشرف غنی در محضر ۲۰ تن مرا خطاب قرار داده، گفت: جناب سفیر صاحب! یاد‌تان باشد هر زمانی‌که من به قدرت برسم، توسط قوم یا شمشیر یا توسط خارجی‌ها شما مردم را از این کشور بیرون می‌کنم.

این راز خطرناک و دارای رگ وریشه مسموم تاریخی بود که از دهان غنی خائن بیرون جهیده بود. اما احمد ولی هفت سال تمام این راز را در سینه نهفت و برخموشی خوش به رضا، رضا داده بود؟ چرا؟ چرا؟ چرا توضیح نمی دهد؟

اگراحمد ولی مسعود که درآن زمان اعتبار وجایگاه پررنگ تر نسبت به امروز داشت؛ جسارت نشان می داد و به اتکای 20 تن از شاهدان زنده و برحال، نشست خبری برگزار کرده و از نیات اشرف غنی پرده برداری می کرد؛ امروز ما شاهد سقوط این چنینی افغانستان نمی بودیم. اگراو راز درون غنی را فاش می کرد... جماعت غنی ها حساب و کتاب دست شان می آمد و فرصت برای رسیدن حتمی به ریاست جمهوری از دست شان می رفت. اگراحمد ولی جلودار یک حرکت می شد، اجماع و قیام مدنی و ملی از همان آغاز علیه دسته جات خیانت شکل می گرفت.

اگرتنها احمد ولی به طورپیگیر این بیان مستند وغیرقابل انکار غنی خائن را علم می کرد و درمیدان ایستاده می شد، غنی به مدارج قدرت تا آن جا فراز نمی آمد که بتواند شرف، جایگاه، ارتش و نام جمهوری را یک شبه به خونتای خون ریز شبکه حقانی تحویل دهد و خودش نیز صحیح وسلامت جان به سلامت ببرد. 

حالا که همه چیز سیاه و سفید شد، یک خروار اوراق بیروکراتیک «اجماع ملی» و «وفاق ملی» دربایگانی احمد ولی خاک می خورد؛ چه فایده دارد؟

بیایید منصف باشیم: غنی درین شناعت بی همتای تاریخی اش تنها نبود. از بسم الله تا عبدالله، از مارشال دوستم تا مارشال فهیم، از عطا نور تا امرالله از... تا .... هریک به سهم خویش نقش بازی کرده اند.


شروع جنگ ها درحواشی حدود پنجشیر

 تحرکات جنگی از حاشیه های اندراب و کوهستانی دو باره شروع شده است. همزمان واحد های متحرک عملیاتی در پنجشیر را مواضع خویش را تحکیم کرده روان هستند. تا آستانۀ زمستان فارمول امنیتی کنونی باید شکسته شود و اتصال بین جبهات متحرک پنجشیر با نواحی خارج از پنجشیر به وجود آید. 

شبکه های خود فروخته داخلی در پنجشیر با شروع جنگ به زودی از صحنه در می روند و تنها طالبان خارجی و منسوب به دیگر ولایات باقی می ماند. جنگ آنگاه معنای اصلی خود را پیدا می کند. تغییر تاکتیک جنگ رویارویی به جنگ نا منظم، دورنمای جنگ دراطراف پنجشیر را روشن می کند.

نیروهای مقاومت در برابر عوامل داخلی و همکاران طالبان بسیار خشمگین و حساس شده اند. گزارش مشعر است که پسر جنرال جرأت به شکل مرموزی درناحیه حصارک زخمی شده است. 

کسی نمی گذارد که طالب دم خوش بزند

 حالا که امریکا و ناتو به بدترین شکل از افغانستان پا عقب کشیدند؛ به این معنی نیست که متفقین ضد امریکا به حیاط خلوت بی درد سر دسترسی یافته اند. این که چین با تروریسم بین المللی از طریق پاکستان یک اتحادیه درافغانستان ایجاد کرده تا جایگزین امریکا شود، یک طرح یا خاکه است که تحقق آن به بال کبوتر بند است. 

تدارکات برای به دام اندازی چین و پاکستان قبل از سقوط کابل شروع شده است. سفر وزیرخارجه عربستان به دهلی یک مثال است. سفربری وپویایی های گستردۀ نظامی و سیاسی در تاجکستان مثال دیگر است. موارد دیگر، میدان دادن دو باره به داعش والقاعده به افغانستان است که پیوسته اخبارش انتشار می یابد. نیروی مقاومت که به جایش!

این بدان معناست که طرح راهبردی چین برای تحقق برنامه « راه ابریشم» باید از جنگ بگذرد. درنتیجه، چین باید مخارج جنگ جدید را متقبل شود و در صورت ادامه، مجبور می شود که ازتمویل بی حاصل جنگ دست بشوید. یعنی وضعی را ایجاد می کنند که چین نتیجه بگیرد که بهتر است ازین شوربای چرب تیر شود. زیرا « فایده سرکمایی را می خورد». چین اشتباه بزرگی را مرتکب شد. عقل من می گوید که امریکا این بار چین را دریک جنگ اسلامی درگیر می کند و هم مرزی با افغانستان نیز برایش خطرناک تمام می شود. 

۱۴۰۰ شهریور ۲۹, دوشنبه

از عجایب تاریخ سیاسی افغانستان

 برگه های تاریخ

از رخنامۀ دکترجمراد جمشید

از سفرنامه و خاطرات امیر عبدالرحمن خان:

زمانی که نه ساله بودم پدرم مرا از کابل به بلخ احضارنمود

***

در بهار سال چهارم  (سیزده سالگی) پدرم به جهت شرفیابی حضور امیردوست محمد خان به کابل رفت و مرا به جای خودش فرمانفرمای ترکستان مقرر داشت.

***

در ابتدای زمستان پدرم از کابل به من نوشت که جدم مرا به حکومت تاشقرغان مفتخر نموده باید فورا با هزار سوار و دوهزار خاصه دار و شش عراده توپ حرکت نموده انجا بروم.لذا به موجب  این حکم عازم تاشقرغان شدم.

***

بعد از مدت دوسال پدرم  به تاشقرغان آمده محاسبات ولایتی را از من مطالبه نمود. چون دید من با مردم به طور ملایمت رفتار کرده  ام ، از تخفیفاتی مالیاتی که داده بودم انکار نمود.

***

بعد از رفتن پدرم منهم چون دیدم اقتدار کامل ندارم که بموجب خیالات خود رفتار نمایم از حکومت استعفا کرده نایب خودرا به عوض خودم مقرر  نموده به تخته پل(سرپل) رفته اقامت نمودم.

***

درین وقت وزیردربار محمد خان حاکم هرات به پدرم نوشت که میخواهد دختر خودرا به من ترویج نمایدخواهش اورا پدرم پذیرفته و دخترش را نامزد من نمود.

***

سپه سالار پدرم یک نفر انگلیسی به نام شیر محمد خان بود که تغیر مذهب داده بود . این صاحب منصب را  که در انگلستان به اسم کمبل معروف بود در سال ۱۲۵۰ هجری قمری در جنگ قندهار با شاه شجاع   لشکر جدم اسیر نمودند. مشارالیه صاحب منصب شجاع نظامی خیلی زرنگ و طبیب خوبی بود و مرا خیلی دوست میداشت.

***

این شخص یکی از اشخاص با کفایت زمان خود  محسوب می‌شد.رتبهٔ سپه سالاری تمام قشون بلخ را که تعداد آن به سی هزار و پانصد نفر بودند دارا بود. ازین تعداد پانزده هزار نفر عساکر نظامی سواره و پیاده و توپخانه بودند.

***

مابقی لشکر ردیف از سه طایفه یعنی اوزبک و درانی و کابلی بودند.

***

عبدالرحیم خان سابق الذکر از ترقیات من حسد  ورزیده به مخالفت من شروع به فساد کرد.روزی به پدرم اظهار داشت که پسرت به شرب شراب و کشیدن چرس معتاد شده است.حال اینکه ابدا چنین عملی نداشتم چون خیلی جاهل بودم و از سرزنش های پدرم به تنگ آمده بودم مصمم شدم از بلخ فرار نموده نزد پدر زن خودم به هرات بروم.  در حینیکه مخفیانه مشغول تهیهٔ فرار بودم نوکر های من ارادهٔ مرا به پدرم اطلاع دادند . پدرم تحقیقات بعمل آورده چون دید این فقره صحت دارد مرا حبس نموده تمام اردل ها و غلام ها و نوکرهای مرا از من گرفت. 

***

مدت یکسال معمولا در حبس ماندم و خیلی ملول بودم.

***

شیرمحمد خان وفات یافت ...... پدرم یک نفر از نوکرهای امین خودرا  که از طایفهٔ توخی  و اسمش عبدالروف خان  پسر جعفر خان بود به جهت سپه سالاری انتخاب کرد.

......از قبول اآن امتناع  نموده و به پدرم گفت که پسرخودتان که یکسال است در حبس می‌باشد و حالا به سرای تقصیرات خود رسیده است شایسته است بجای شیرمحمد خان مقرر شود.......اخرالامر پدرم راضی شده مرا بحضور خود بطلبد.

منهم بدون آنکه موی سر خودرا اصلاح  نمایم یا صورت خودرا بشویم با همان لباس که روز اول در حبس رفته بودم و زنجیر هم به پای من بود از محبس به همان حالت مستقیما به حضور پدر رفتم. به محض اینکه مرا دید جسم‌هایش پر اشک گردیده گفت:

چرا مرتکب اینگونه حرکات شدی؟ من عرض کردم خطایی نکرده ام ....... پدرم تمام صاحب منصبان نظامی را مخاطب نموده اظهار داشت که من این پسر دیوانهٔ خودرا سپه سالار شما مقرر نمودم.صاحب منصبان مذکور جواب دادند که خدا نکند پسر شما دیوانه باشد ما خوب میدانیم عاقل و هوشیار است .....  

اگر موافق هستید این نکات را به اشتراک بگذارید

 اشرف غنی، پشتون ها را از نظر سیاسی و فرهنگی، درگرداب یک بحران مضاعف فرو انداخت؛ اما من ملاحظه می کنم که شماری از دنیا بی خبرانِ نکتایی دار، بی نکتایی، ریش دار و ریش تراشیده، هنوز نسبت به کارکرد های آن سیه روی دنیا و آخرت، حساب گشوده اند. البته که جنبه احساسات شخصی دارد که برای شان حیثیتی شده است.

غم انگیز تر این که، مدافعان فیس بوکی غنی اکنون به اندرزگویان و همراهان امارت جنرال فیض حمید تبدیل شده اند. این رُخ قضیه در گذشته چندان برجسته نبود؛ اکنون آشکار شده است و این برای آیندۀ همزیستی درافغانستان یا جغرافیایی احتمالاً قابل تغییر، یک دشمن ثابت آفریده است. من به آن عده پشتون های مدرنیزه شده، دارای وسعت فکر و وفاداران ایده آل های انسانی می اندیشم که چقدر ممکن است زیرسایۀ ابرهای انحطاط عصر نو تحت فشار قرار گرفته اند.

پشتون تحت مدیریت بازیگران بازی بزرگ رفت؛ نوبت به تاجیک رسیده است. خطرتبدیل سامان مند تاجیک به داعش وجود دارد. پول بازیگران، از انجام هر نا ممکنی بر می آید. پنجشیر دراثر تحرکات حزب تحریر سقوط کرد و پس از سقوط، یک ضلع اصلی جنگ آینده است.

گذشته ازین،  شما به گفتار و کردار مولوی فصیح الدین بدخشانی توجه کنید؛ اگر جنبش مقاومت ملی برای نجات مدنیت افغانستان ( برای همه) به اسرع وقت به حساب طالبان و آدم کشان تاجیک درپنجشیر و بدخشان و دیگر مناطق رسیده گی نتواند؛ جنازۀ همه ای طیف های ساکن در افغانستان به نفع آی اس آی خوانده خواهد شد.

 از نظر من، مقاومت ملی یک «شاخه درسیاهی جنگل به سوی نور فریاد می کشد»؛ این جبهه را باید حمایت کنیم تا بدین وسیله یک راهی پیدا شود تا افراطیت پشتونی و تاجیکی و ازبکی به نفع آینده نسل های کشور خفه، منهدم و معدوم گردند. 

پشتون باید از اشرف غنی درس عبرت بگیرد و تاجیک، از امرالله و عطا نور و ضیاء مسعود و هزاره از سرور دانش و ازبک از اسماعیل غضنفرو عالم ساعی و.... غداری و دغلی این چنین عاقبت دارد. 

شبکۀ اجتماعی/ قاتل طالبان است

درپرتو وسایل ارتباطات دایمی، حاکمیت طالبان برای باردوم، شکست و ریخت های آنان را برجسته تر نشان می دهد. جبهات زنده و پر زوری علیه این گروه افسارگسیخته ایجاد شده است. نیروهای نظامی مقاومت، یک بخش آن است؛ عامل مهم، شبکه اجتماعی است که دربست در اختیار طیف های گونه گونه ضد طالبان وضد افراطیت قرار دارد. نکته جالب این است که طرفداران مناسبتی طالبان اعم از نکتایی دار و دستارپوش، شخ بروت های دیروز و درمانده های برج عاج نشین، از وضعیت لشکرتوحش زیاد تر در رنج اند. آئینه این رنج، شبکه اجتماعی است. 

حمیرا قادری: شعارهاي امريكا پوچ و تو‌خالي بود

 

حميرا قادري، نویسندۀ کتاب « رقص درمسجد» در گفت‌وگو با «اعتماد»:

به رسميت شناختن طالبان جنايت است.

اشاره: حمیرا قادری روز های اول خیال داشت با طالبان در مورد آیندۀ سیاسی افغانستان داخل مذاکره شود!

سارا   معصومي 


عصبیت؛ حصاری که جامعه تاجیک ندارد!

عبدالشهید ثاقب

امروز کسی از من پرسید که چرا پنجشیر، سرزمینی که به تسخیرناپذیری مشهور بود، به کام طالب سقوط کرد؟ کدام برج و بارویش ضعیف عمل کرد که طالبان توانستند به این دژ آهنین داخل شوند؟ کدام حصار و دیوارش فروپاشید که لشکریان جهالت از آن بالا رفتند و مرکز سرزمین مقاومت را تسخیر کردند؟

در پاسخ گفتم: اگر این پرسش از ابن خلدون پرسیده می‌شد، حتما می‌گفت دژ عصبیتش ضعیف بود.

پنجشیر جغرافیای دشوارگذار، مرموز و پیچیده‌ای است محاط با کوه‌های سر به فلک و دره‌های تنگ و باریک. مردمان آن‌جا نیز مردمان شجاع، دلاور و دارای پیشینه حماسی‌اند. از کارنامه‌های حماسی آن‌ها یکی شکست دادن روس و دیگری پنج‌سال مقاومت سرسختانه در برابر لشکر طالب و تروریسم بین‌المللی است. نه در جغرافیای پنجشیر چیزی تغییر کرده و نه از شجاعت و دلاوری مردمانش چیزی کاسته شده است. اما چیزی را که آن‌جا کم داشت برج و باروی عصبیت است

عصبیت چیست؟

"عصبیت" یک واژه عربی است که توسط ابن خلدون در مقدمه‌اش تحلیل و تفسیر گردیده و از آن به حیث عامل و مبنای تشکیل دولت‌ها در میان قبائل یاد شده است. 

در لسان‌العرب آمده که عصبیت به معنای آن است که افراد برای یاری به عصبه‌اش و گردهمآیی در صف آنان بر علیه دشمنان فراخوانی نماید، چه عصبه‌اش دادگر باشد و چه بیدادگر."

عصبه، اما به معنای گروه است. نه هر گروهی. بلکه گروهی از نزدیکان مرد که پیوسته و دایم همراه او هستند.

بر بنیاد این تعریف، عصبیت یک پیوند اجتماعی روان‌شناختی است که افراد  یک گروه را به هم پیوند می‌زند و آن‌ها، به خاطری همین پیوند، از همدیگر یا از گروه در هنگام بروز خطر دفاع می‌کنند. از کارکردهای عصبیت، یکی استحاله فرد در جمع است. طوری که هر عضو عصبه آماده است خود را قربانی، فدا و فنای جمع کند، همان‌گونه‌ای که گروه آماده دفاع از فرد در برابر هرگونه تجاوز می‌باشد. 

ابن خلدون از عصبیت به حیث حصار قبیله یاد کرده و می‌گوید همان‌گونه‌ای که ابزار دفاع در شهرها حصارها و سربازان‌اند، در بادیه عصبیت قبیلوی است. این عصبیت باعث می‌شود که همه افراد یک قبیله در برابر دشمن بیرونی یا قبیله متجاوز بسیج شوند و از همدیگر و کل گروه دفاع کنند.

 تاجیکان بدون عصبیت 

ساختار اجتماعی افغانستان، ساختار قبیلوی است و این چیزی است که همه پژوهش‌گران روی آن تاکید دارند. یکی از قبایل بزرگ افغانستان، پشتون‌ها‌ اند. در تاریخ افغانستان بسیار دیده شده است که این قوم در لشکرکشی‌های خود قبیله‌ای عمل کرده‌اند. نمونه‌اش لشکرکشی نادرخان در برابر امیر حبیب‌الله کلکانی است که لشکر قبایلی با دهل و سرنای آمده بودند. 

در مقابل، تاجیکان کمترین عنصر عصبیت را دارند و بیش‌تر محل‌گرا و فرد گرا عمل می‌کنند.

ابن خلدون وقتی در باره عوامل تباهی عصبیت صحبت می‌کند، از دو عامل نام می‌گیرد، یکی شهرنشینی و دیگری انقیاد و تسلیمی. 

علت تباهی عصبیت میان تاجیکان نیز همین دو عنصر است. تاجیکان اکثرا مردم شهرنشین‌اند و در ضمن، در درازای سده‌ها زیر حاکمیت دیگران زیسته‌اند.

این دو علت باعث شده که عنصر عصبیت در میان تاجیکان زایل گردد و از همدیگر در شرایط دشوار و در هنگام لشکرکشی قبایل متجاوز دفاع نکنند.

در لشکرکشی طالبان بر پنجشیر دیدیم که پنجشیریان تنها ماندند. اگر بدخشان در کنار پنجشیر می‌ایستاد و شمالی به دهن طالب می‌کوبید، هرگز قبایل جنوب نمی‌توانستند وارد دره پنجشیر شوند.

برای زیستن در جامعه قبایلی افغانستان نیاز به عصبیت است. تا تاجیکان صاحب عصبیت نگردند، ممتنع است که از خود در برابر قبایل مهاجم دفاع بتوانند یا قادر به تشکیل دولت گردند.


چپاول گسترده وخاموش طالبان درپایتخت

   

طالبان همه شراب فروشی ها و روسپی خانه ها را فهرست بندی کرده اند. 

اولین کاری که انجام گرفت، فهرست بندی خائنان داخلی درجبهه مقاومت بود. عملیات تصفیه حساب با خائنان دانه درشت و افراد رده میانی به راه می افتد. دوم اینکه بین  تحریری ها و طالبان اجنبی نیز اختلاف به وجود آمده که در آینده متبارز خواهد شد.

 طالب های پشتون تمام اسلحه ثقیل را از شمال به جنوب و غرب انتقال می‌دهند تا درصورت بروز هرنوع حرکت درشمال، دست شان با چیزی نرسد. گزارشنامه افغانستان به اطلاعاتی دسترسی یافته است که فرماندهان طالب، برخلاف دورۀ اول حکومت شان دردهه هفتاد، اکنون تمرکز شان به چورو چپاول موتر سلاح  و اجناس قیمتی را از کابل به ولایات مربوطۀ خویش انتقال می‌دهند.

حتی ناظران درپایتخت به گزارشنامه افغانستان یاد آورشده اند که طالب ها اشاراتی درباج گیری از شراب فروشی  و  روسپی خانه ها کرده اند. دو گروه ازآن تا کنون اماکن قمار، شراب و روسپی گری قبلی را رد گیری وفهرست کرده اند.

 دلیل عمده این است که شصت فی‌صد کسانی که در نقش طالب در کابل  فعالیت دارند؛ حداکثر همان ده هزار دزد و اختطافچی هایی اند که اخیراً از پلچرخی آزاد شده اند. آسیب پذیری دربین خود طالب ها نیز درحال افزایش است. هرطالبی که از یک گروه رقیب به خشم می آید راه قندهار را درپیش می گیرد. قندهاری ها هرگز حاضر نیستند با شبکه حقانی دور یک دسترخوان بنشینند. به همین سبب، شبکه حقانی درتلاش جلب ویارگیری از دیگراقوام است؛ اما با ممنوعیت کار زنان و محروم ساختن دختران از آموزش، ظاهراً بنا دارند از جامعه جهانی امتیاز بگیرند؛ اما درواقع قبر خود را کنده اند.