-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

آسمان خمیده، برگورِ بخارا

اين جمادات،  ز آغاز نه آبی بودند            سرد سيرست جهان، آمد و يک يک ِبفِسُرد
رزاق مأمون


اسامه بن لادن، رؤیای دستیابی برگستره ی اسلامی- تاریخی «خراسان» در سرداشت. درحال حاضر «داعش»- وفادار به همان فرضیه- با گذر از گردنه های جبال «وزیرستان» سرگرم برپایی سکوی پرش به سوی سرزمین های اسلامی بخارا وسمرقند است. درعقب این جرزنی، کی ها ایستاده اند؟ پاسخ دهی به این پرسش، دیگر زحمتی ندارد؛ همان هایی که درعقب «جهاد» وسپس تکیه گاه «طالبان» بودند.
 این وقایع بربازتوانی انگیزه ی من برای مراجعه ی مجدد به کتاب «تاریخ تاجیکان» که در پایان یادداشت حاضر برای شما عزیزان به دانلود گذاشته ام؛ اثر نهاد. این نوبت، به قول ایرانی ها «بدجوری» تکان خوردم. کتاب را دفعه ی اول، درشرایط عادی ورق گردانی کرده بودم.
 این پژوهش، به ما توضیح میدهد که همزمان با نقشه کشی های راهبردی بین قدرت های جهانی جهت محرز کردن مالکیت یا سهم درخور درذخایر سوختی آسیای میانه، ظهور یک جهنم انتقام هویتی وتاریخی در کسوت «اسلامی» نوع «داعشی» که دیریست، در زیر پوست سرزمین های حوزه ی «بخارا» به تلخی پناه جسته؛ چندان دور دست نمی نماید.
بخارا، درمسیربازیافت هویت مثله شده، سرشار از انرژی طالبانی، با شیوه ی راه رفتن به فرق، بازهم به نوع دیگری، خلع هویت  خواهد شد و مطلق به اسارت جنون سادیستی فروخواهد رفت وکسی هم نمیداند دورِ این جنون، چند سده خواهد بود.
شاید هیچ ملتی را درتاریخ بشری سراغ نتوان داشت که به مقیاس مردمان بخارا و سمرقند وفرغانه، این چنین، با روشی آهنین، زهر «ستم ملی» نوشانیده شده باشند که سده ها دم نزند؛ که گویی درموزه خاطره ی تاریخ هم جایی برایش نگذاشته اند. زمانی کتاب را به پایان بردم، درهمین گرمای جانسوز دهلی، احساس سرما به تنم افتاده بود!
روح بخارا، از چه رو خواب تاریخی خویش را این همه دراز دامن کرده ای؟ همه علل واسباب برای رستاخیز قهقرایی تو درحال فراهم شدن است. بخارا، درضمیر خود، حدود دو سده، بغض و سرکوفت خورده گی ذخیره دارد. اکنون عصر شکستن وآرایش دوباره ی مرزها فرارسیده و جنون سوزان درتن وپود بخارا و سمرقند همچون دوزخی نهان، آماده ی انفجار است.
زین پس ازگفتن این سخن که چشم انداز آینده ی  ازبکستان کنونی تیره وتار  خواهد بود، تعجب نباید کرد. دریا های مذاب پرخاشگری مذهبی، همچون توسنی شلاق خورده در وجود «داعش»، «طالبان» و «حرکت اسلامی ترکستان» به آنسو، تاخت می گیرد. آیا این برداشت نوعی راندن دریک سنگلاخ اشتباه است؟ برای اثبات نسبی این نظریه یا احساس، شما را به خواندن این کتاب ارجاع می دهم: 


لینک اول: